برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1726 100 1
شبکه مترجمین ایران

take apart


از هم باز کردن، تجزیه کردن

بررسی کلمه take apart

عبارت ( phrase )
(1) تعریف: to divide or disassemble into smaller units.

(2) تعریف: to criticize severely.

- His boss took him apart for the error.
[ترجمه ترگمان] رئیسش مجبورش کرده که اشتباه کنه
[ترجمه گوگل] رئیس او او را از خطا جدا کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه take apart در جمله های نمونه

1. This crib takes apart for easy storage.
[ترجمه ترگمان]این گهواره برای یه انبار راحت از هم جدا میشه
[ترجمه گوگل]این حیاط را برای ذخیره سازی آسان از هم جدا می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Her new novel was taken apart by reviewers.
[ترجمه ترگمان]این رمان جدید توسط منتقدان از هم جدا شد
[ترجمه گوگل]رمان جدیدش توسط بازرسان جدا شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Her second novel was taken apart by the critics.
[ترجمه ترگمان]رمان دوم او توسط منتقدان از هم جدا شد
[ترجمه گوگل]رمان دوم او توسط منتقدان جدا شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. We were simply taken apart bythe opposition.
[ترجمه ترگمان]ما به سادگی از سوی اپوزیسیون از هم جدا شدیم
[ترجمه گوگل]ما به سادگی توسط اپوزیسیون جدا شدیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

معنی کلمه take apart به انگلیسی

take apart
• disassemble, dismantle

take apart را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نرگس
پاره شدن
برای پاره شدن کفش به کار می رود.
رضا
جدا کردن، جدا کردن, مجزا کردن, تفکیک کردن, سوا کردن، تقسیم کردن
Ameneh
جداکردن،تقسیم کردن،نقش بازی کردن
ヴァヒド
زدن یا کوبیدن کسی به صورت کامل و شدید

قاطعانه شکست دادن کسی
از طریق تجزیه و تحلیل دقیق نسبت به کسی یا چیزی انتقاد کردن
Farhood
take somebody/something apart informal

👈1) to defeat somebody easily in a game or competition
E.g
We were simply taken apart by the other team

👈2) to criticize somebody/something severely
E.g
In his speech he took the opposition apart

take something apart
👈to separate a machine or piece of equipment into the different parts that it is made of
SYNONYM dismantle
Oxford Dictionary@
Curly
پیاده کردن ( پیاده کردن موتور ماشین)
موسی
از بین بردن سوء برداشت ها و انتقاد ها نسبت به خود

مثال :
He proceeds to take apart every preconception anyone might have ever had about him.
او دست به کار می شود(ادامه میدهد) تا هر تصور قبلی را که هر کس در مورد او داشته است ، از بین ببرد.
ak
جدا کردن مثلاً در ظرف سس را از خود سس جدا کردن.
Mohammad Yaghoobe
به معنای جدا کردن چیزی می باشد
ولی come apart به معنای جدا شدن چیزی میباشد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی take apart

کلمه : take apart
املای فارسی : تک پرت
اشتباه تایپی : فشنث شحشقف
عکس take apart : در گوگل

آیا معنی take apart مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )