برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1438 100 1

taint

/ˈteɪnt/ /teɪnt/

معنی: عیب، لکه، عفونی کردن، الوده شدن، ملوث کردن، فاسد کردن، رنگ کردن، لکه دار کردن
معانی دیگر: اثر(بد)، خدشه، فساد، تباهی، گزند، اثر بد گذاشتن، صدمه زدن، خدشه وارد آوردن، گزند زدن، فاسد شدن، ملوث شدن، صدمه دیدن، گزند دیدن، ملوک کردن

بررسی کلمه taint

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: taints, tainting, tainted
(1) تعریف: to slightly corrupt or pollute.
مترادف: blemish, defile, mar, sully
متضاد: enhance, purify
مشابه: adulterate, cloud, contaminate, corrupt, debase, infect, pollute, spoil, vitiate

- Her surly manner tainted her beauty.
[ترجمه ترگمان] رفتار surly، زیبایی‌اش را لکه‌دار کرده بود
[ترجمه گوگل] شیطانی او باعث زیبایی او شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Sulfur tainted the water supply.
[ترجمه ترگمان] گوگرد منبع آب را آلوده می‌کند
[ترجمه گوگل] گوگرد باعث تخریب آب می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to tarnish, as with moral wrongness.
مترادف: defile, degrade, pollute, stain, sully, tarnish
مشابه: corrupt, debase, infect, smear, spoil

- Their victory was tainted by the suspicion that they had cheated.
[ترجمه ترگمان] این پیروزی با بدگمانی که آن‌ها را فریب داده بود لکه‌دار شده بود
[ترجمه گوگل] پیروزی آنها با سوء ظن که آنها فریب خورده بود، آسیب دیدند ...

واژه taint در جمله های نمونه

1. meat free from taint
گوشت بی عیب (سالم)

2. The warm weather will taint the food.
[ترجمه ترگمان]آب و هوای گرم غذا را تباه خواهد کرد
[ترجمه گوگل]آب و هوای گرم غذا را از بین می برد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Rancid oil will taint the flavour.
[ترجمه ترگمان]روغن Rancid طعم آن را لکه‌دار خواهد کرد
[ترجمه گوگل]روغن نارنگی عطر و طعم را از بین می برد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The enquiry cleared him of any taint of suspicion/dishonesty.
[ترجمه ترگمان]پرس و جو او را از هرگونه سو ظن و نادرستی پاک می‌کرد
[ترجمه گوگل]این تحقیق او را از هر شکلی از سوء ظن / ناسازگاری پاک کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Meat will readily taint in close weather.
[ترجمه ترگمان]گوشت در هوای نزدیک به آسانی از بین خواهد رفت
[ترجمه گوگل]گوشت به راحتی در آب و هوای نزدیک پنهان می شود
[ترجمه شما] ...

مترادف taint

عیب (اسم)
defect , deformation , deficiency , weakness , blemish , wickedness , fault , taint , gall , sin , flaw , vice , imperfection
لکه (اسم)
blotch , smut , spot , dot , glob , blur , mulct , smudge , freckle , taint , stain , smear , gall , blob , blot , nebula , pip , dirt , dapple , splotch , iron mold , smirch , smooch , soilure
عفونی کردن (فعل)
contaminate , taint , infect
الوده شدن (فعل)
taint , sully
ملوث کردن (فعل)
taint
فاسد کردن (فعل)
ruin , addle , corrupt , rot , spoil , bastardize , canker , debauch , deprave , taint , vitiate , erode
رنگ کردن (فعل)
bedaub , besmear , paint , color , dye , taint , stain
لکه دار کردن (فعل)
distaste , foul , blame , blemish , slur , speck , soil , brand , denigrate , gaum , taint , stain , traduce , besmirch , tarnish , smear , calumniate , maculate , mottle , smirch , sully , smutch , stigmatize , stipple

معنی کلمه taint به انگلیسی

taint
• trace of something bad or offensive, small amount of something harmful or unhealthy; moral blemish, hint of dishonor
• contaminate, pollute, corrupt, mar; bring shame or dishonor upon; become tainted
• if you taint something, you spoil it by adding an undesirable substance or quality to it; a formal word.
• a taint is an undesirable quality in something which spoils it; a formal word.
• see also tainted.

taint را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

احمد کاویانی
به قسمتی از بدن که بین مقعد و آلت تناسلی قرار دارد، گفته می‌شود
میلاد علی پور
تضعیف کردن، اثرِ سوء گذاشتن
Figure
خراب کردن،
Ruin, corrupt, contaminate, spoil
Don't ruin your friendship right before you move. It will taint it either way it goes.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی taint
کلمه : taint
املای فارسی : تینت
اشتباه تایپی : فشهدف
عکس taint : در گوگل

آیا معنی taint مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )