برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1436 100 1

tabloid

/ˈtæblɒjd/ /ˈtæbloɪd/

معنی: چکیده، روزنامه نیم قطع و مصور، خلاصه شده، تلخیص شده
معانی دیگر: خلاصه، کوته وار، تخلیص شده

بررسی کلمه tabloid

اسم ( noun )
• : تعریف: a newspaper with pages approximately half the standard size, often containing sensational material or gossip.
صفت ( adjective )
• : تعریف: sensational and lurid.

- tabloid journalism
[ترجمه ترگمان] روزنامه مصور
[ترجمه گوگل] روزنامه نگاری تابلوئید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه tabloid در جمله های نمونه

1. 'Carnage at Airport ', screamed the tabloid headline.
[ترجمه ترگمان]کشتار در فرودگاه، تی‌تر روزنامه‌ها را فریاد زد
[ترجمه گوگل]'قتل عام در فرودگاه'، سر و صدا عنوان سرمقاله
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The tabloid papers labelled him "an evil sex monster".
[ترجمه ترگمان]روزنامه‌های مصور به او لقب \"یک هیولای شیطانی بد\" داده بودند
[ترجمه گوگل]مقالات تابلويی او را 'یک هیولا جنس شر' نامیدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The tabloid newspapers have fastened on popular psychology.
[ترجمه ترگمان]روزنامه‌های مصور در روانشناسی محبوب بسته شده‌اند
[ترجمه گوگل]روزنامه های تابلوئی در روانشناسی مردمی قرار دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He believes that the tabloid press has behaved disgracefully.
[ترجمه ترگمان]او بر این باور است که مطبوعات تابلوئید به طور ناشایستی رفتار کرده‌اند
[ترجمه گوگل]او معتقد است که مطبوعات تبلوئیدی رفتار ناپذیری دارند
[ترجمه شما] ...

مترادف tabloid

چکیده (اسم)
abstract , tabloid , ooze
روزنامه نیم قطع و مصور (اسم)
tabloid
خلاصه شده (صفت)
tabloid , resumed , summarized
تلخیص شده (صفت)
tabloid

معنی کلمه tabloid به انگلیسی

tabloid
• small format newspaper providing news in a condensed form and containing sensational material or gossip
• a tabloid is a newspaper that is printed on small paper measuring approximately 30 cm. by 40 cm. tabloids have short articles, lots of photographs, and are generally considered to be less serious than other newspapers. see also broadsheet.

tabloid را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حسین اسماعیلی زاد
روزنامه ای نیم قطع و مصور که به اطلاعات زندگی افراد مشهور میپردازد.
مهدی باقری
روزنامه ای که بیشترشو عکس و تصاویر تشکیل میده و به جنجال میپردازه تا به اخبار
مجید
روزنامه زرد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی tabloid
کلمه : tabloid
املای فارسی : تبلید
اشتباه تایپی : فشذمخهی
عکس tabloid : در گوگل

آیا معنی tabloid مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )