برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1538 100 1
شبکه مترجمین ایران

table lamp

واژه table lamp در جمله های نمونه

1. The table lamp was disposed on a table nearby.
[ترجمه ترگمان]چراغ رومیزی روی می‌زی در آن نزدیکی قرار داشت
[ترجمه گوگل]لامپ جدول بر روی یک میز در نزدیکی قرار داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The room was half dark; only the little table lamp was on beside the bed, with its orange parchment shade.
[ترجمه ترگمان]اتاق نیمه تاریک بود؛ فقط چراغ کوچکی که در کنار تخت بود با سایه نارنجی رنگش روی تخت بود
[ترجمه گوگل]اتاق نیمه تاریک بود؛ تنها لامپ میز کمکی در کنار تخت بود، با سایه پرچم پرتقال آن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She could put it beside the wooden table lamp on the cupboard by the door.
[ترجمه ترگمان]او می‌توانست آن را کنار میز چوبی کنار در بگذارد
[ترجمه گوگل]او می تواند آن را در کنار لامپ جداول چوبی روی کابینت قرار دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. She reached over and turned on a table lamp.
[ترجمه ترگمان]دستش را دراز کرد و چراغ رومیزی را روشن کرد
[ترجمه گوگل]او به بیش از یک لامپ جدول تبدیل شده است ...

معنی کلمه table lamp به انگلیسی

table lamp
• special type of light which stands on a table top and is intended to keep the working area lit

table lamp را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سبحانی
لامپ روی میزی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی table lamp مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )