برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1537 100 1
شبکه مترجمین ایران

tab key

بررسی کلمه tab key

اسم ( noun )
• : تعریف: the tabulator on a typewriter.

واژه tab key در جمله های نمونه

1. Use the Tab key to indent the first line of the paragraph.
[ترجمه ترگمان]از کلید زبانه برای سطر اول بند استفاده کنید
[ترجمه گوگل]از کلید Tab برای حذف اولین خط پاراگراف استفاده کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. They were entered using the regular Tab key at the tab stops at positions 20 and 40.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها با استفاده از دکمه معمول زبانه در تب stops در مواضع ۲۰ و ۴۰ وارد شدند
[ترجمه گوگل]آنها با استفاده از کلید Tab به طور منظم در زبانه متوقف شد در موقعیت 20 و 40 وارد شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The TAB key must be pressed after typing the user name to move to the password field.
[ترجمه ترگمان]کلید TAB باید بعد از تایپ نام کاربر برای وارد کردن به میدان گذرواژه، تحت فشار قرار گیرد
[ترجمه گوگل]کلید TAB بعد از تایپ کردن نام کاربری برای حرکت به فیلد رمز عبور باید فشار داده شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Second, you can press the TAB key, which will list a selection of operating systems to boot from.
[ترجمه ترگمان]دوم، شما می‌توا ...

معنی tab key در دیکشنری تخصصی

tab key
[کامپیوتر] کلید Tab

معنی کلمه tab key به انگلیسی

tab key
• key used to advance the cursor a specified distance or to the next tab stop

tab key را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی tab key مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )