برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1475 100 1

Type

/ˈtaɪp/ /taɪp/

معنی: الگو، باسمه، کلیشه، حروف چاپ، حروف چاپی، نوع، رقم، گونه، قسم، طبقه بندی کردن، ماشین کردن، قبیل، با ماشین تحریر نوشتن، نوع خون را معلوم کردن
معانی دیگر: سنج، مونه، تیپ، جور، آزرد، (زیست شناسی) سرده ی مون (type genus هم می گویند)، گونه ی مون (type species هم می گویند)، مونه ای، مون بندی کردن، مون کردن، نوع چیزی را مشخص کردن، شناسایی کردن، نامگذاری کردن، نمونه، نماد، (نادر) ویژگی، علامت مشخصه، (عامیانه) آدم عجیب و غریب، اعجوبه، حرف (حروف) چاپی، حرف (حروف) کامپیوتری، واته، (نادر) نمونه ی چیزی بودن، رجوع شود به: typecast، (با ماشین تحریر یا کامپیوتر) نوشتن، تایپ کردن، ماشین کردن (typewrite هم می گویند)، ماشین تحریر، نوع خون

بررسی کلمه Type

پسوند ( suffix )
(1) تعریف: type, model, or example.

- archetype
[ترجمه ترگمان] طرح اصلی
[ترجمه گوگل] آرکه تایپ
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- prototype
[ترجمه ترگمان] نمونه اولیه
[ترجمه گوگل] نمونه اولیه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: print or printing type.

- monotype
[ترجمه ترگمان]
[ترجمه گوگل] یکپارچه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- ferrotype
[ترجمه ترگمان]
[ترجمه گوگل] ferotype
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
اسم ( noun )
• (1) ...

واژه Type در جمله های نمونه

1. type mapping
نقشه‌کشی مونه‌ای

2. type setting
حروفچینی

3. this type of person
این جور آدم

4. a fundamental type
نمونه (یا نوع) اولیه

5. people of this type
اشخاصی از این سنخ (یا قماش)

6. a bias toward a certain type of personality
تمایل نسبت به گونه‌ی ویژه‌ای از شخصیت

7. she is a very determined type of person
او آدم بسیار مصممی است.

8. on the horizon is a new type of drug
نوع جدیدی از دارو آماده‌ی عرضه شدن است.

9. i drafted the letter and gave it to them to make the necessary changes and type it
نامه را پیش‌نویس کردم و به آنها دادم تا پس از اعمال تغییرات لازم آن را ماشین کنند.

10. This type of wool is woven into fabric which will make jackets.
[ترجمه ترگمان]این نوع پشم به پارچه‌ای بافته می‌شود که will می‌سازد
[ترجمه گوگل]این نوع پشم پارچه ای است که کت را می پوشاند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Shrimps are a popular type of seafood.
...

مترادف Type

الگو (اسم)
type , pattern , standard , sample , template , mold , schema , strickle
باسمه (اسم)
type , stamp
کلیشه (اسم)
type , stereotypy , stereotype
حروف چاپ (اسم)
type
حروف چاپی (اسم)
type
نوع (اسم)
breed , persuasion , order , quality , nature , suit , sort , manner , kind , type , stamp , brand , method , class , species , genre , gender , genus , ilk , kidney , variety , speckle
رقم (اسم)
character , sort , number , figure , statistic , type , brand , item , digit , numeral , symbol
گونه (اسم)
breed , nature , sort , kind , type , form , cheek , species , jowl , ilk
قسم (اسم)
persuasion , sort , manner , adjuration , kind , type , species , genre , gender , genus , speckle
طبقه بندی کردن (فعل)
relegate , sort , assort , type , divide , arrange , grade , group , class , classify , categorize , subdivide , pigeonhole
ماشین کردن (فعل)
type , machine , print
قبیل (فعل)
type
با ماشین تحریر نوشتن (فعل)
type , typewrite
نوع خون را معلوم کردن (فعل)
type

معنی عبارات مرتبط با Type به فارسی

حروفچینی کردن
خانواده حروف
حروف ریز، متصدی ساختن حروف چاپی
کارگاه حروف ریزی
(زیست شناسی) سرده ی مون، جنس یاگونه در تقسیم بندی، نوع مشخص
به ارتفاع حرف چاپ معمولی (0/9186 اینچ)
فلز ویژه ی حروف چاپ (آمیزه ی قلع و سرب و آنتیموان)، فلز حروف ریزی
حروف چین
حروف چینی
(زیست شناسی) گونه ی مون
(زیست شناسی) نمونه ی مون
ماشین کردن، با ماشین تحریرنوشتن، ماشین نویسی کردن
ماشین تحرر، حرف نگار
گروه خونی، گروه خونی کسی را تعیین کردن
حروف سیاه برجسته
(چاپ) حروفچینی سرد (که ...

معنی Type در دیکشنری تخصصی

type
[سینما] نمونه
[کامپیوتر] حروف چاپی ، تایپ ، نوع 1. حروف چاپ شده یا نمایش داده شده با کامپیوتر . نگاه کنید به به typeface . و 2. نوعی داده . مانند اعداد صحیح اعداد ممیز شناور ، رشته ای کاراکتری. اشاره گرها و ....نگاه کنید به data structure و همچنین برخی از زبانهای برنامه نویسی . 3. ( در MS-DOS و سایر سیستمهای عامل ) فرامانی که موجب نمایش محتویات یک فایل متن می شود .مثلاً type letter .txt موجب نمایش محتویات فایل letter .txt بر روی صفحه می شود . معادل این فران در cat . unix است .
[برق و الکترونیک] نوع
[مهندسی گاز] نوع ، قسم ، رقم
[زمین شناسی] مدل ،ساختمان ،نمونه - فرم تیپیک. فرم اصلی از حشره ای که جدیداً برای اولین بار در جهان شرح داده می شود
[نساجی] نوع - حرف چاپ - چاپ کردن نمونه - ماشین تحریر
[ریاضیات] نوع، گونه، روش، صورت
[آمار] خطای نوع اول
[کامپیوتر] فونت 1 type نوعی فونت که adobe systems آن را ساخته است . شکل کاراکترهای این فونت ها به جای الگویی از نقاط توسط منحنی های ایجاد شده به روش ریاضی تعریف می شوند . ( این منحنی ها از نوع bezier هستند .) معنای این مطلب در عمل این است که فونت را می توان به اندازه ی هر نقطه ای تغییر اندازه یا تغییر مقیاس داد. ( نگاه کنید به vector graphic ) فونت های true type رقیب فونت های 1 type هستند .
[آمار] توزیع فراوانی نوع 2
[کامپیوتر] ویژگی ای که باعث از بین رفتن کلمه می شود
[زمین شناسی] ناحیه نمونه، ناحیه شاخص - محدوده جغرافیایی اطراف یک محل نمونه یا محل شاخص یک مرز یا واحد چینه شناسی را گویند. مترادف: منطقه نمونه یا شاخص ...

معنی کلمه Type به انگلیسی

type
• sort; kind; printed letters; form, model
• input text using a keyboard; classify, determine the type of something (esp. blood); typify, exemplify; foreshadow
• a type of something is a class of it whose members have particular features in common.
• a particular type of person has a particular appearance or quality.
• if you type something, you use a typewriter or word processor to write it.
• if you type information into a computer or word processor, you put it in by pressing the keys.
• type is the size or style of printing that is used, for example, in a book or newspaper.
• if you say that someone is not your type, you mean that they are not the sort of person who you find interesting or attractive; an informal expression.
• if you type up a handwritten text, you produce a typed form of it.
type size
• height on a font from the highest point to the lowest, font size
type style
• information which indicates if a font is bold or italic
blood type
• blood group, type of blood (o, ab, etc.)
• a blood type is the same as a blood group.
data type
• type of information which may be entered into a field (computers)
gothic type
• ornate type of print
in type
• printed
machine type
• kind of machine, model of a particular appliance
personality type
• label used to classify a person's individual character
printing type
• typeface, type style used in printing
set up type
• placing of letters into rows for printing
...

Type را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

لیلا
شکل ظاهری
ارسلان
در برخی مواقع قسمت هم میشه گفت
مثل: body of types
سهیل حسن زاده
سنخ‌ ، نوع‌ ، قسم‌ ، رقم‌ ،گونه‌، الگو ، قبيل‌ ،كليشه‌ ، باسمه‌ ، ماشين‌تحرير، طبقه‌ بندي‌ كردن‌ ، با ماشين‌ تحرير نوشتن‌ ، نوع‌ خون‌ ، نوع‌ خون‌ را معلوم‌ كردن‌
tina
A type of small 🐴 is pony
:-)
Type : kind
معنی دیگر( نوع)
:)
نوع و گونه
sahar:)
نوشتن،تاپ کردن
محمد
نوشتن، تایپ کردن
محمد
تایپ کردن
M.t
Write with the use of keyboard
*Karate*
نوشتن،تایپ کردن
🕸️🕸️سیامک سیاهکوهیان ⁦🕸️⁩⁦🕸️⁩
۱-تایپ کردن
۲-تیپ -نوع
somaye
تیپ
you're my type
تیپ ایده آل منی
Ahmd
نوع، گونه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی type
کلمه : type
املای فارسی : تایپ
اشتباه تایپی : فغحث
عکس type : در گوگل

آیا معنی Type مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )
شبکه مترجمین ایران