برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
شبکه مترجمین ایران

Turn around

Turn around را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد
مشهور کرد
بهار
make sth better بهتر کردن چیزی
Mahsa
دور برگردان در آدرس دادن
alireza
برگرد.....برگشتن انسان و پشت سرش را نگاه کردن
جواد
برگشتن هر چیزی با یک چرخش یا دور
ایمان حجتی
turn around the situation
اوضاع را تغییر بدهید (برای موفق شدن)
a.r
make something better
سحر نوری
تحول- دگرگونی
جواد خدائی
زیر و رو کردن (چیزی)
مهسان
to change a plan, business, or system that is unsuccessful and make it successful
vahid naderi
برگرد!
H87
چیزی را عوض کردن برای بهتر کردن
Mehran
برگرداندن
........
چرخیدن دور زدن
PITER
چرخیدن، دور زدن
محدثه فرومدی
چرخاندن، دور دادن، برعکس کردن، جور دیگر بیان کردن، پایان دادن
میثم علیزاده
●متحول کردن یا شدن( در جهت مثبت)
●از جنبه دیگر نگریستن یا در نظر گرفتن
● به انجام رسانیدن( یک روند)

دوستانی که این فعل رو "برگشتن" یا " دور زدن" معنی کردن باید جسارتا عرض کنم زمانی این معنی ها رو میده که
Turn
و
around
دو جز مجزا باشند. در اینجا یک phrasal verb مد نظر هستش با عنوان turn around
سعید یار
تغییر موضع، تغییر اساسی، چرخش
شاهین
وقتی به صورت phrasal verb است به معنی انجام دادن کامل کاری می باشد.
Mina
بچرخ
Deli d�mr�l
جبران کردن (خطاهای گذشته)
داریوش
گشت زدن -گردش کوتاه
صالــــــح افتخـــــــــــــاری
میسر را تغییردادنو با راه دیگر روبرو شدن
مهدی بیاتی
زیر رو رو شدن (منظور شرایط هست و منظور از شرایط بد به شرایط خوب هست)
The Company turned around from losses to profits.
Behzadi
دور زدن و برگشتن
حسین غلامزاده
برگشتن (و به پشت سر نگاه کردن )
سهیلا سهرابی
بسته به کانکست، برگشتن کسی از حرف خودش هم معنی میشه.
asal
چرخیدن
asal
چرخیدن
Mobina
تغییر موقعیت به گونه ای که روبرو باشد
Farhood
برگرد
سعید جمالی کیا
متحول کردن ( به اوضاع خوب )
جهانبخش مرادی
رونق دادن
m.s
دور زدن_برگرداندن
Seyyedalith
یه گشتی زدن
ع.
�حول چیزی چرخیدن� معنی نمیده؟
Jennie
معنی turn around میشود چرخدین، دور زدن.
مریم فتحی سلمی
دوروبرت رو نگاهی انداختن.
ex
:
every time you turn around , you hear about another war, poverty , natural disaster ...
هر دفه که دور و ورت رو نگاه کنی یه خبر دیگه از جنگ، فقر، بلایای طبیعی و ....میشنوی
مریم فتحی سلمی
دوروبرت رو نگاهی انداختن.
ex
:
every time you turn around , you hear about another war, poverty , natural disaster ...
هر دفه که دور و ورت رو نگاه کنی یه خبر دیگه از جنگ، فقر، بلایای طبیعی و ....میشنوی
عاطفه
رو برگردوندن
Dont turn around
رو بر نگردون، پشتتو نکن بهم
Fati
چرخیدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر


آیا معنی Turn around مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )