برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1688 100 1
شبکه مترجمین ایران

Tipple

/ˈtɪpl̩/ /ˈtɪpl̩/

معنی: نوشابه، مشروب، میگساری کردن، دائم الخمر بودن، همیشه نوشیدن، مست کردن
معانی دیگر: نوشیدنی الکلی، دستگاه تخلیه ی بار از واگن ها و گاری های معدن

بررسی کلمه Tipple

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: tipples, tippling, tippled
• : تعریف: to drink (alcoholic liquor), esp. habitually, a little at a time.
مشابه: nip

- She tipples wine at night.
[ترجمه ترگمان] او شب‌ها شراب می‌نوشید
[ترجمه گوگل] او شراب را در شب می نوشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل ناگذر ( intransitive verb )
• : تعریف: to drink alcoholic liquor, esp. to excess or as a habit.
مشابه: drink
اسم ( noun )
مشتقات: tippler (n.)
• : تعریف: intoxicating drinks; liquor.
اسم ( noun )
(1) تعریف: a mechanical device that tips freight cars to unload their contents.

(2) تعریف: the area where freight cars are emptied with a tipple.

واژه Tipple در جمله های نمونه

1. His favourite tipple was rum and lemon.
[ترجمه ترگمان]نوشیدن مشروب مورد علاقه‌اش، عرق نیشکر و لیمو بود
[ترجمه گوگل]نمونه مورد علاقه او رم و لیمو بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. My favourite tipple is a glass of port.
[ترجمه ترگمان]رستوران tipple مورد علاقه من، شیشه‌ای از بندر است
[ترجمه گوگل]نمونه مورد علاقه من شیشه ای از بندر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. His favourite tipple is whisky.
[ترجمه ترگمان]نوشیدنی الکلی محبوب او ویسکی است
[ترجمه گوگل]نمونه مورد علاقه ویسکی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Giving the cold shoulder to his usual tipple, Ian Knight raises his coffee cup to Drinkwise Day.
[ترجمه ترگمان]ایان نایت، که شانه سرد خود را به نوشیدنی الکی معمول خود تحویل می‌دهد، فنجان قهوه‌اش را به روز Drinkwise می‌رساند
[ترجمه گوگل]یان نایت، شانه های سرد را به شکل معمولی خود می کشد تا قهوه قهوه را به روز Drinkwise بریزد
[ترجمه شما] ترجمه ص ...

مترادف Tipple

نوشابه (اسم)
liquor , tipple , beverage , drink , refreshment
مشروب (اسم)
liquor , tipple , beverage , drink , pottle
میگساری کردن (فعل)
tipple , carouse , bouse , wassail
دائم الخمر بودن (فعل)
tipple , fuddle
همیشه نوشیدن (فعل)
tipple
مست کردن (فعل)
souse , befuddle , lush , booze , tipple , intoxicate , besot , inebriate , sot

معنی Tipple در دیکشنری تخصصی

Tipple
[زمین شناسی] در زمین شناسی مکانی که ماشینهای معدن زغال خود را تخلیه می کنند

معنی کلمه Tipple به انگلیسی

tipple
• liquor
• drink alcohol
• a person's tipple is the alcoholic drink that they usually drink; an old-fashioned, informal word.
• if you tipple, you drink alcoholic drinks quite often but not in large quantities; an old-fashioned, informal word.

Tipple را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ak
یک مقدار کم از نوشیدنی خوردن.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی tipple

کلمه : Tipple
املای فارسی : تیپپل
اشتباه تایپی : فهححمث
عکس Tipple : در گوگل

آیا معنی Tipple مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )