برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1466 100 1

Tester

/ˈtestər/ /ˈtestə/

معنی: ازمونگر، ازمایش کننده، ازماینده
معانی دیگر: (شخص یا چیز) آزمونگر، ممتحن، آزماینده، آزمایش کننده، سایبان، طاق نما (به ویژه سایبان روی تختخواب)، رجوع شود به: teston

بررسی کلمه Tester

اسم ( noun )
• : تعریف: one that tests.
اسم ( noun )
• : تعریف: a canopy, esp. over a bed or altar.

واژه Tester در جمله های نمونه

1. I have a battery tester in my garage.
[ترجمه ترگمان] یه باتری باتری توی گاراژ دارم
[ترجمه گوگل]من یک تستر باتری در گاراژم دارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. It refers in general to the confidence the tester can attach to decisions based on the test scores.
[ترجمه ترگمان]آن به طور کلی به این اطمینان اشاره دارد که تست کننده می‌تواند به تصمیم‌گیری براساس امتیازات آزمون، وابسته باشد
[ترجمه گوگل]این به طور کلی به اعتماد به نفس تستر می تواند به تصمیم گیری بر اساس نمرات آزمون پیوست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Our tester had a center console with deep storage, a dual cupholder and a clipboard holder.
[ترجمه ترگمان]tester ما یک کنسول مرکزی با ذخیره‌سازی عمیق، یک cupholder دوگانه و یک نگهدارنده clipboard داشت
[ترجمه گوگل]تستر ما دارای یک کنسول مرکز با ذخیره سازی عمیق، یک کاسه دوگانه و نگهدارنده کلیپ بورد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. She then got a job as a mattress tester.
[ترجمه ترگمان] اون بعد یه شغل رو به عنوان یه تست تشک گرفت
[ترجم ...

مترادف Tester

ازمونگر (اسم)
examiner , tester
ازمایش کننده (اسم)
tester , trier
ازماینده (اسم)
tester , trier

معنی Tester در دیکشنری تخصصی

[مهندسی گاز] دستگاه آزمایش
[نساجی] آزمایشگر - دستگاه آزمایش - شخص آزمایش کننده
[شیمی] دستگاه آبل - دستگاه آبل
[پلیمر] دستگاه آبل
[نساجی] دستگاه آزمایش قدرت با فشار یکباره ای
[برق و الکترونیک] آزمایشگر باطری
[نفت] جداره آزما
[زمین شناسی] مدار سنج نوعی اهم متر که مقدارمقاومت الکتریکی را اندازه نمیگیردبلکه فقط نشان میدهدکهمداردر نقطه ای قطع است یا مدار بسته میباشد. مدار سنج برای اطمینان از پیوستگیمدار دریک به یک چاشنی ها،سیم آتش،و مدار انفجاربکارگرفتهمی شود .
[معدن] مدارسنج (آتشباری)
[سینما] نورآزمای رنگی صحنه
[نساجی] نوعی دستگاه آزمایش قدرت الیاف ماشین کارد کلاهکی
[نفت] دستگاه آزمایش تولید
[خودرو] دستگاهی برای انداه گیری قابلیت تحمل بار یک روغن روانسار:
[نساجی] دستگاه سختی سنج آب
[پلیمر] سختی سنج

معنی کلمه Tester به انگلیسی

tester
• examiner, one who gives a test

Tester را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

بب
سنجشگران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی tester
کلمه : tester
املای فارسی : تستر
اشتباه تایپی : فثسفثق
عکس tester : در گوگل

آیا معنی Tester مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )
شبکه مترجمین ایران