برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1435 100 1

Tellingly

واژه Tellingly در جمله های نمونه

1. He tellingly took a seat next to his secretary and not next to his wife.
[ترجمه ترگمان]او در کنار منشی خود یک صندلی برداشت و در کنار همسرش قرار نگرفت
[ترجمه گوگل]او به وضوح در کنار وزیر امور خارجه و نه در کنار همسرش ایستاده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Most tellingly, perhaps, chimpanzees do not draw as much information from the world around them as we do.
[ترجمه ترگمان]بهتر است شامپانزه‌ها به اندازه ما اطلاعات زیادی از دنیای اطراف خود کسب نکنند
[ترجمه گوگل]شگفت آور ترین، شاید شامپانزه ها همانطور که ما انجام می دهند، اطلاعاتی را از جهان اطرافشان به دست نمی آورند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Most tellingly, Labour's vote was well down on its 1990 performance in the provinces.
[ترجمه ترگمان]به طور دقیق‌تر، رای‌گیری حزب کارگر در سال ۱۹۹۰ در استان‌ها به خوبی اجرا شد
[ترجمه گوگل]اکثر سخنرانی ها، رأی کار به خوبی بر عملکرد سال 1990 در ولایات بسیار پایین بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. But, more tellingly, many legal residents are hastily becoming citizens.
...

معنی کلمه Tellingly به انگلیسی

tellingly
• effectively, strikingly, forcefully

Tellingly را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حسین س
بدیهی، قابل توجه
عاطفه موسوی
به طور گویایی
میلاد علی پور
بدیهی است که، گویاست که، پرواضح است که، معلوم بود که، نیازی به گفتن نیست که

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

کوشاترین کاربران در یک هفته گذشته

پرگفتگوترین واژگان در یک هفته گذشته

توضیحات دیگر


آیا معنی Tellingly مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )