برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1733 100 1
شبکه مترجمین ایران

Tar

/ˈtɑːr/ /tɑː/

معنی: قیر، قیر مالیدن به، قیر زدن، ازردن
معانی دیگر: (در لوله و حقه ی چپق و پیپ و غیره) جرم، (لوله و حقه ی وافور) سوخته، (لوله ی بخاری) دوده (به ویژه اگر چسبان باشد والا soot بیشتر کاربرد دارد)، قیرمالی کردن، با قیر پوشاندن، قیراندود کردن، قطران، قیر مانند، قیرگون، قیری، قطرانی، قیرپوش، قیرخورده، (عامیانه) ملوان، ناوی، vt :برانگیخته، خشمگین کردن

بررسی کلمه Tar

اسم ( noun )
عبارات: beat the tar out of
(1) تعریف: a dark, oily, sticky, heavy substance obtained by the destructive distillation of wood, coal, or peat, and used in protective coatings and sealants, as on roads and roofs.
مشابه: pitch

(2) تعریف: something resembling this substance, as one of the waste products of tobacco smoke.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: tars, tarring, tarred
عبارات: tar and feather, tarred with the same brush
• : تعریف: to apply tar to; smear or coat with tar.
اسم ( noun )
• : تعریف: (informal) a sailor.
مشابه: mariner

واژه Tar در جمله های نمونه

1. tar is one of the byproducts of petroleum
قیر یکی از فراورده‌های جنبی نفت است.

2. tar is used to laminate sheets of brown paper
برای چند لا کردن کاغذ قهوه‌ای از قیر استفاده می‌شود.

3. tar serves as a binder in asphalt
در اسفالت،قیرکار همبند را می‌کند.

4. tar the base of the walls thoroughly
پایه‌ی دیوارها را خوب قیر اندود کن.

5. tar and feather
(روش شکنجه و اعدام در گذشته) قیرمالی کردن بدن برهنه و پرچسباندن به آن

6. tough tar
قیر غلیظ

7. some tobaccos have a lot of tar and nicotine
میزان جرم و نیکوتین برخی توتون‌ها زیاد است.

8. We use tar to make roads.
[ترجمه ترگمان]از قیر برای ساختن راه‌ها استفاده می‌کنیم
[ترجمه گوگل]ما برای استفاده از جاده ها از قیر استفاده می کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The boxer knocked the tar out of his opponent.
[ترجمه ترگمان]مشت‌زن قیر را به طرف حریف پرتاب کرد
[ترجمه گوگل]بوکسور حریف را از دست داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنو ...

مترادف Tar

قیر (اسم)
pitch , tar
قیر مالیدن به (فعل)
tar
قیر زدن (فعل)
tar
ازردن (فعل)
annoy , hurt , mortify , rile , afflict , fash , aggrieve , ail , vex , goad , prick , irk , irritate , harry , grate , harrow , gripe , nark , grit , lacerate , peeve , tar

معنی عبارات مرتبط با Tar به فارسی

(روش شکنجه و اعدام در گذشته) قیرمالی کردن بدن برهنه و پرچسباندن به آن
کاغذ قیر اندود (که در عایق سازی و بنایی کاربرد دارد)
(زمین شناسی - شن دارای قیر و مواد نفتی) قیرشن
قطران زغالسنگ (آبگونه ی غلیظ و سیاه که از تقطیر زغالسنگ به دست می آید و در صنعت کاربردهای زیاد دارد)، قیرزغال سنگ
قیرزغال سنگ
ملوان، ناوی، ملاح
رجوع شود به: maltha
قیر کاج (که در داروسازی و صنعت کاربرد دارد)
قیراندود
قیرچوب

معنی Tar در دیکشنری تخصصی

tar
[شیمی] قیر ، قطران
[عمران و معماری] قطران - قیر - قیرگونی - قیراندود
[مهندسی گاز] قطران ، قیر ، قیرزدن
[نساجی] قطران - قیر
[نفت] قطران
[پلیمر] قطران، قیر
[کامپیوتر] فایل tar - در UNIX، مجموعه فایلهای شاخته شده در یک فایل با استفاده از فرمان ( tar (tape archive . ( این روزها فایلهای tar به جای نوار روی دیسک ذخیره می شود) . برای استخراج محتویات فایل tar ، فرمان زیر را به کار ببرید. tar - xvf filename .tar % بر خلاف ZIP ، فرمان tar فایلها را فشرده نمی کند؛ از این روفایلهای tar با برنامه ی دیگری ( مانند compress که پسوند z را به فایلها اضافه می کند) فشرده می شوند. نگاه کنید به ZIP file .
[عمران و معماری] ماکادام قطرانی - ماده آغشته شده قطرانی
[عمران و معماری] ملات قیری
[عمران و معماری] روغن قطران
[نساجی] روغن قطران - روغن قیر
[زمین شناسی] حفره قیر - دفینه هایی بزرگ از سنگواره های ارزشمند ، ماده قیری به عنوان محافظ از استخوانها عمل می کند و جلوی تجزیه را می گیرد با به دام افتادن و فساد بدن ، پشه های خونخوار در بدن آنها تخم گذاری کرده و هر آنچه از پوست وگوشت است را از بین برده و استخوانهای قیر اندود نسبتا سالمی را باقی می گذارند .
[زمین شناسی] ماسه قیری - ماسه های آغشته به مواد هیدروکربنی
[نفت] ماسه قیر دار
[پلیمر] ماسه سنگ قیری
[نفت] قطران اسیدی
[ ...

معنی کلمه Tar به انگلیسی

tar
• dark thick substance obtained from wood and other organic substances (used in protective coatings and sealants); sailor (informal)
• smear or cover with tar, cover with asphalt, cover with pitch
tar and feather
• punish, impose a severe or humiliating punishment
tar heels
• name for the athletic teams at the university of north carolina (usa)
coal tar
• thick black liquid formed during the distillation of coal and used in making drugs and dyes
• coal tar is a thick black liquid made from coal. it is used for making drugs and chemical products.
jack tar
• (archaic) sailor

Tar را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

زهرا
نوعی ساز
سعید
به غلط جلوه دادن.
محمود
ماده شیمیایی حاصل از سوختن توتون
sani

تار(قطران) ترکیبی صمغ مانند، قهوه ای و چسبناک است و از صدها ماده شیمیایی مختلف (هیدروکربنهای پلی آرو ماتیک، آمین های آروماتیک و ترکیبات غیر ارگانیک)که بسیاری از آنها سمی، سرطانزا و جهش زا میباشند، تشکیل یافته است.
بهار ابراهیمی
قیر ( ماده ای که از سوختن تنباکو بدست میاد)
Dark Light
قییییییر

noun
[count, noncount]
1 : a very thick, black, sticky liquid made from coal that becomes hard when it cools and that is used especially for road surfaces — see also coal tar
2 : a sticky substance that is formed by burning tobacco
low-tar cigarettes
Shadi Hamedi
قطران یا تار به موادی گفته می‌شود که معمولاً صمغ‌مانند، قهوه‌ای یا سیاه و چسبناک هستند و ترکیب‌های آلی حاصل از مواد مختلفی مانند زغال‌سنگ (قطران زغال‌سنگ)، چوب (قطران چوب)، نفت خام یا تورب هستند. برخی درختان مانند صنوبر، عرعر، و امثال آن می‌چکد. (لغت‌نامه‌ی دهخدا)

قیر معادل pitch است و با قطران متفاوت است

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی tar

کلمه : tar
املای فارسی : تر
اشتباه تایپی : فشق
عکس tar : در گوگل

آیا معنی Tar مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )