syllogism

/ˈsɪlədʒɪzəm//ˈsɪlədʒɪzəm/

معنی: قیاس، قیاس منطقی، صغری و کبری، قضیه منطقی
معانی دیگر: (منطق) قیاس صوری، قیاس منطقی (این طرز استدلال: همه ی انسان ها فانی هستند، سقراط انسان است، پس سقراط فانی است)، استدلال از کل به جز (رجوع شود به: deductive)

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: in logic, a type of deductive reasoning based on a major and a minor premise, whose conclusion must be true if the two premises are true.

(2) تعریف: the extension of general truths to specific cases; deductive reasoning.

جمله های نمونه

1. In the course of forensic argument distorted syllogisms will of course be urged upon those who judge.
[ترجمه ترگمان]در دوره بحث پزشکی قانونی، رای دادن به کسانی که داوری می کنند خواهد شد
[ترجمه گوگل]در حین محکمه قانونی، کسانی که قضاوت می کنند، به شدت مخالفت می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The adjective that forms part of the syllogism is one that has come to form a sort of collocation with the noun.
[ترجمه ترگمان]صفتی که بخشی از منطق را تشکیل می دهد، حوزه ای است که به یک نوع همنشینی با اسم تبدیل شده است
[ترجمه گوگل]علامت اختصاری که بخشی از قاعده اسلحه است، یکی است که به نوعی هماهنگی با اسم شکل می گیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It was on the basis of that syllogism that the connection between schools and parents developed for another decade or more.
[ترجمه ترگمان]براساس آن قیاس منطقی بود که ارتباط بین مدارس و والدین برای یک دهه یا بیشتر توسعه یافت
[ترجمه گوگل]این بر اساس این syllogism بود که ارتباط بین مدارس و والدین برای یک دهه دیگر و یا بیشتر توسعه یافته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Bacon not only despised the syllogism, but undervalued mathematics, presumably as insufficiently experimental. He was virulently hostile to Aristotle, but thought very highly of Democritus.
[ترجمه ترگمان]بیکن تنها این قیاس منطقی را حقیر نمی شمرد، اما ریاضیات را دست کم نمی گرفت او دشمن سرسخت ارسطو بود، اما در فکر Democritus بود
[ترجمه گوگل]بیکن نه تنها از تهمت زدگی ناامید می شود، بلکه ریاضیات را نیز کم اهمیت می داند، احتمالا به اندازه کافی تجربی نیست او به شدت خصمانه با ارسطو بود، اما بسیار دموکریت را در نظر داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The unexpected bursts forth from the syllogism.
[ترجمه ترگمان]The غیر منتظره از قیاس منطقی بیرون می آیند
[ترجمه گوگل]غیر منتظره انفجار از syllogism
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The application of disjunctive syllogism contributes to the judgment of the nature of a case, reduction of investigation areas, and proof of investigation suppositions.
[ترجمه ترگمان]کاربرد قیاس منطقی به قضاوت ماهیت یک مورد، کاهش حوزه های تحقیقاتی، و اثبات فرضیه تحقیق کمک می کند
[ترجمه گوگل]استفاده از قاعده جدایی ناپذیر به قضاوت ماهیت یک مورد، کاهش زمینه های تحقیق و اثبات فرضیه های تحقیق کمک می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. This paper analyzes Aristotelian Syllogism, discusses the deference between Aristotelian Syllogism and traditional logic syllogism and several characteristics of Aristotelian Syllogism.
[ترجمه ترگمان]این مقاله اصول ارسطو را تجزیه و تحلیل می کند، در مورد تفاوت بین منطق ارسطویی و منطق سنتی منطق و چندین ویژگی از syllogism ارسطویی بحث می کند
[ترجمه گوگل]در این مقاله سیلوژیست ارسطویی تحلیل می شود و در مورد تمایز بین سلیگونگی ارسطویی و سلیقه گرایی منطق سنتی و چندین ویژگی سلیگونگی ارسطویی بحث می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. A hypothetical syllogism syllogism having a conditional statement for one or both of its premises.
[ترجمه ترگمان]یک قیاس منطقی فرضی یک بیانیه مشروط برای یک یا هر دو محل آن دارد
[ترجمه گوگل]یک قاعده اساسی قیاسی که دارای یک عبارت شرطی برای یک یا هر دو محل است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Natural interpretation's inference coursing is deductive inference of syllogism.
[ترجمه ترگمان]استنباط تفسیر طبیعی، استنتاج استقرایی از قیاس منطقی است
[ترجمه گوگل]استنتاج استنتاجی تفسیر طبیعی، استنتاج قیاسی قیاسی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The major premise of syllogism is of universal inevitability, while that of the judicial syllogism has probability.
[ترجمه ترگمان]اصل قیاس منطقی جبر جهانی است، در حالی که منطق قضایی دارای احتمال است
[ترجمه گوگل]فرض اصلی قاعده اسلحه، اجتناب ناپذیر بودن جهانی است، در حالی که قضیه قضایی احتمال دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The practical syllogism may supplement the divine promises.
[ترجمه ترگمان]منطق عملی ممکن است تعهدات الهی را تکمیل کند
[ترجمه گوگل]قاعده عملی ممکن است وعده های الهی را تکمیل کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The enthymeme is a sort of syllogism, and the consideration of syllogisms of all kinds, without distinction, is the business of dialectic, either of dialectic as a whole or of one of its branches.
[ترجمه ترگمان]The نوعی قیاس منطقی است، و در نظر گرفتن قیاس منطقی هر نوع، بدون تمایز، کسب وکار دیالکتیک، یا دیالکتیک به عنوان یک یا یک از شاخه های آن است
[ترجمه گوگل]اینتیمم نوعی قافیه است و توجه به انواع قواعدی بدون تمایز، تجارت دیالکتیک یا دیالکتیک به عنوان یک کل یا یکی از شاخه های آن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The minor premise in a syllogism.
[ترجمه ترگمان]قیاس کوچک در قیاس منطقی
[ترجمه گوگل]پیش فرض جزئی در یک syllogism
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The teleological relation is a syllogism in which the subjective end coalesces with the objectivity external to it, through a middle term which is the unity of both.
[ترجمه ترگمان]رابطه علیت نهایی یک قیاس منطقی است که در آن پایان ذهنی با عینیت خارجی به آن، از طریق عبارت میانی که وحدت هر دو است
[ترجمه گوگل]رابطه تلولوژیک یک قاعده است که در آن هدف ذهنی با عینیت خارج از آن، از طریق یک دوره متوسط ​​است که وحدت هر دو است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. The third appears to be a deduction from the first two, but the syllogism is false.
[ترجمه ترگمان]به نظر می رسد که سومی کسر از دو مورد اول است، اما قیاس منطقی است
[ترجمه گوگل]سوم، به نظر می رسد از دو مقوله کذب است، اما قاعده فقهی غلط است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

قیاس (اسم)
abduction, analogy, syllogism, deduction, induction, parable, proportion

قیاس منطقی (اسم)
syllogism, proposition, postulate, noetics, postulation

صغری و کبری (اسم)
syllogism

قضیه منطقی (اسم)
syllogism

تخصصی

[ریاضیات] مقایسه ی ظاهری، قیاس صوری، قیاس، قیاس منطقی، قیاس منتج

به انگلیسی

• type of deductive reasoning containing two premises and a conclusion, logical argument in the form "if a=c and a=b then b=c" (logic); deductive reasoning

پیشنهاد کاربران

استدلالی که همه فرضیات گفته نمیشوند و این فرضیات به طور ضمنی و عمومی پذیرفته شده هستند.
Aristotle defines the syllogism as "a discourse in which certain ( specific ) things having been supposed, something different from the things supposed results of necessity because these things are so. "[
قیاس صوری
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما