swoop on

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• یورش بردن به / هجوم آوردن به
• ناگهانی حمله کردن و دستگیر کردن
• غافلگیرانه وارد عمل شدن علیه
• حمله ی ناگهانی کردن به
🔸 مثال ها:
• Officers swooped on those carrying banners that read "I support Palestine. "
...
[مشاهده متن کامل]

افسران به طور ناگهانی به کسانی که پلاکاردهایی با نوشته ی �من از فلسطین حمایت می کنم� حمل می کردند، یورش بردند.
• Police swooped on the gang's hideout at dawn.
پلیس در سپیده دم به مخفیگاه آن باند یورش برد.
• The authorities swooped on the protesters and made multiple arrests.
مقامات به طور غافلگیرانه به معترضان یورش بردند و چندین نفر را دستگیر کردند.