🔸 معادل فارسی:
• ( عامیانه، قدیمی ) کار کردن، مخصوصاً کار سخت و یدی ( مانند کار با کلنگ )
• تلاش کردن، زحمت کشیدن
🔸 مثال ها:
• "The miners had to swing the pick all day to find the ore. "
... [مشاهده متن کامل]
معدنچیان مجبور بودند تمام روز کلنگ بزنند ( کار کنند ) تا سنگ معدن را پیدا کنند.
• "He's not afraid to roll up his sleeves and swing the pick when necessary. "
او از این که آستین ها را بالا بزند و در صورت لزوم زحمت بکشد ( کار سخت کند ) ابایی ندارد.
• "Back in the day, it was all about swinging the pick and hard work. "
در گذشته، همه چیز درباره کار سخت و زحمت کشیدن بود.
• ( عامیانه، قدیمی ) کار کردن، مخصوصاً کار سخت و یدی ( مانند کار با کلنگ )
• تلاش کردن، زحمت کشیدن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
معدنچیان مجبور بودند تمام روز کلنگ بزنند ( کار کنند ) تا سنگ معدن را پیدا کنند.
او از این که آستین ها را بالا بزند و در صورت لزوم زحمت بکشد ( کار سخت کند ) ابایی ندارد.
در گذشته، همه چیز درباره کار سخت و زحمت کشیدن بود.