یه سر زدن، سر راه یه سر کوچیک زدن، یه سرکی کشیدن. یعنی به طور اتفاقی یا در مسیر رفت و آمد، برای مدت کوتاهی به مکانی رفتن یا کسی را ملاقات کردن.
مثال ها:
1. I'll swing by your place later to pick up the book you borrowed.
... [مشاهده متن کامل]
من یه سر به خونه ت می زنم تا کتابی که قرض کرده بودی رو بردارم.
2. Are you busy tonight? Maybe I can swing by later if I finish work early.
امشب سرت شلوغه؟ شاید اگه زود کارم تموم بشه، یه سر کوچیک زدم ( یه سرکی کشیدم ) .
3. We're driving past your neighborhood, so we'll swing by later to say hello.
ما از کنار محله شما رد می شیم، برای همین یه سر می زنیم تا سلامی عرض کنیم.
مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
من یه سر به خونه ت می زنم تا کتابی که قرض کرده بودی رو بردارم.
امشب سرت شلوغه؟ شاید اگه زود کارم تموم بشه، یه سر کوچیک زدم ( یه سرکی کشیدم ) .
ما از کنار محله شما رد می شیم، برای همین یه سر می زنیم تا سلامی عرض کنیم.