sweet spot

پیشنهاد کاربران

لحظه طلایی
حد مطلوب : ترکیبی از بهترین فاکتور ها در بهترین شرایط که در توصیف هر چیزی قابل استفاده است
نقطۀ بهینه، جای بهینه
بهترین ترکیب ممکن از عوامل یا شرایط
best possible combination of factors or circumstances
مثال :
probably there's a sweet spot in age for running economy.
نقطه شیرین
نقطه امن
نسبت طلایی؛ نقطه تعادل/توازن
Randle told Kevin in "This is us " series
Comedy is your sweet spot
Meaning
You are the best in comedy roles
حالت مطلوب_موقعیت مطلوب
نقطه طلایی
کانونِ هم آیی
( spot در این ترکیب بیشتر به معنی یک ناحیه کانونی است و نه نقطه )
نقطه ی مطلوب
بهترین و گویاترین معادل: نقطه مطلوب
یک اصطلاح جذاب در زبان انگلیسی وجود دارد به اسم Sweet spot که معنی فارسی درخوری ندارد. مثلا نقطه ی شیرین یا نقطه ی مطلوب. که هیچ کدام این ها سوئیت اسپات نمی شود. بیشتر باید توصیفش کرد تا معنی. مثلا بهترین
...
[مشاهده متن کامل]
جای چوب بیس بال که با آن می شود به توپ ضربه زد. یا بهترین تنظیم لنز دوربین که شفافترین عکس را تحویل آدم می دهد. یا بهتر از آن، نقطه ای از گردن که بیشتر لذت را هنگام لمس شدن به آدم می دهد. تعمیمش می شود داد به همه چیز.

ناحیه مطلوب
رگ خواب
نقطه مطلوب
قسمت بزرگ یک چوب بیسبال یا راکت تنیس که توپ به آن اصابت میکند - نقطه حساس
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٨)

سوال های مرتبط