sweep into power

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• با پیروزی قاطع به قدرت رسیدن • با اختلاف زیاد برنده شدن و قدرت را به دست گرفتن
🔸 مثال ها:
• The Democrats swept into power in the midterm elections.
دموکرات ها در انتخابات میان دوره ای با پیروزی قاطع به قدرت رسیدند.
...
[مشاهده متن کامل]

• The party swept to power with a landslide majority.
حزب با اکثریت قاطع و چشمگیر به قدرت رسید.
• After sweeping into power, the new government promised major reforms.
دولت جدید پس از به دست گرفتن قاطع قدرت، اصلاحات عمده ای را وعده داد.