🔸 معادل فارسی:
• به خاطر چیزی زحمت کشیدن / جان کندن
• برای رسیدن به چیزی تلاشِ طاقت فرسا کردن
• ( در معنای منفی ) به خاطر چیزی نگران و مضطرب بودن
🔸 مثال ها:
• ( تلاشِ سخت ) "He sweated for years to build his business from scratch. "
... [مشاهده متن کامل]
→ سال ها جان کند تا کسب وکارش را از صفر بسازد.
• ( نگرانی ) "Don't sweat for small things—they aren't worth it. "
→ برایِ چیزهایِ کوچک خودت را اذیت نکن—ارزشش را ندارند.
• ( هدف ) "The athletes sweated for months to win the championship. "
→ ورزشکاران برایِ بردنِ قهرمانی، ماه ها تلاشِ طاقت فرسا کردند.
• به خاطر چیزی زحمت کشیدن / جان کندن
• برای رسیدن به چیزی تلاشِ طاقت فرسا کردن
• ( در معنای منفی ) به خاطر چیزی نگران و مضطرب بودن
🔸 مثال ها:
• ( تلاشِ سخت ) "He sweated for years to build his business from scratch. "
... [مشاهده متن کامل]
→ سال ها جان کند تا کسب وکارش را از صفر بسازد.
• ( نگرانی ) "Don't sweat for small things—they aren't worth it. "
→ برایِ چیزهایِ کوچک خودت را اذیت نکن—ارزشش را ندارند.
• ( هدف ) "The athletes sweated for months to win the championship. "
→ ورزشکاران برایِ بردنِ قهرمانی، ماه ها تلاشِ طاقت فرسا کردند.