🔸 معادل فارسی:
• عملیات کماندوئی دقیق
• عملیات ویژه نقطه زنی
• حمله برق آسای کماندوئی
🔸 مثال ها:
• "The U. S. carried out a surgical commando raid on a high - value target in Syria. "
... [مشاهده متن کامل]
( آمریکا یک عملیات کماندوئی دقیق روی هدف مهم در سوریه انجام داد. )
• "Reports suggest Israel conducted a surgical commando raid against Iranian - linked sites. "
( گزارش ها حاکی از آن است که اسرائیل عملیات کماندوئی دقیق علیه تأسیسات مرتبط با ایران انجام داده. )
• "The surgical commando raid freed the hostages without major civilian casualties. "
( عملیات کماندوئی دقیق، گروگان ها را بدون تلفات عمده غیرنظامی آزاد کرد. )
• عملیات کماندوئی دقیق
• عملیات ویژه نقطه زنی
• حمله برق آسای کماندوئی
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
( آمریکا یک عملیات کماندوئی دقیق روی هدف مهم در سوریه انجام داد. )
( گزارش ها حاکی از آن است که اسرائیل عملیات کماندوئی دقیق علیه تأسیسات مرتبط با ایران انجام داده. )
( عملیات کماندوئی دقیق، گروگان ها را بدون تلفات عمده غیرنظامی آزاد کرد. )