superstardom
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
سوپِراستاردوم
🔸 معادل فارسی:
• ابرستاره ای / جایگاه ابرستاره
• شهرت و محبوبیت در سطح فراتر از یک سلبریتی معمولی
• دستیابی به بالاترین سطح معروفیت در یک حوزه ( ورزش، موسیقی، سینما، و. . . )
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
• "He rose to superstardom after winning three consecutive Olympic gold medals. "
او پس از برنده شدن سه مدال طلای المپیک متوالی، به جایگاه ابرستاره ای دست یافت.
• "Her journey from a small - town singer to global superstardom is inspiring. "
سفر او از یک خواننده شهرستانی تا ابرستاره ای جهانی، الهام بخش است.
• "With that single hit, the band was suddenly catapulted into superstardom. "
با آن تک آهنگ موفق، ناگهان گروه موسیقی به جایگاه ابرستاره ای پرتاب شد.
🔸 معادل فارسی:
• ابرستاره ای / جایگاه ابرستاره
• شهرت و محبوبیت در سطح فراتر از یک سلبریتی معمولی
• دستیابی به بالاترین سطح معروفیت در یک حوزه ( ورزش، موسیقی، سینما، و. . . )
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
او پس از برنده شدن سه مدال طلای المپیک متوالی، به جایگاه ابرستاره ای دست یافت.
سفر او از یک خواننده شهرستانی تا ابرستاره ای جهانی، الهام بخش است.
با آن تک آهنگ موفق، ناگهان گروه موسیقی به جایگاه ابرستاره ای پرتاب شد.
سوپراِستاری
فوق ستارگی
فوق ستارگی
شهیر بودن
ستاره بودن
شهرت بسیار زیاد
The state of being extremely famous as a superstar
He jumped from the page to
. superstardom