superiors

جمله های نمونه

1. he flatters his superiors but is cruel to his inferiors
او از مافوق های خود چاپلوسی می کند ولی نسبت به زیردستان خود ظالم است.

2. a soldier must salute his superiors
سرباز باید به بالادست های خود سلام بدهد.

3. officers are required to salute their superiors
افسران ملزم هستند که به مافوق خود سلام بدهند.

4. ahmad has a servile attitude toward his superiors
احمد نسبت به مافوق های خود رفتار نوکر مابانه ای دارد.

5. he dispatched an urgent letter to his superiors
او نامه ای فوری برای روسای خود فرستاد.

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما