superintending

پیشنهاد کاربران

1 - نظارت و سرپرستی ( Supervision & Oversight ) :
این رایج ترین معنی است. یعنی مسئولیت هدایت، مدیریت، و اطمینان از اینکه کارها به درستی و طبق برنامه انجام می شوند. فردی که superintending می کند، بر کار دیگران یا بر یک پروژه نظارت دارد.
...
[مشاهده متن کامل]

Example: He is superintending the construction of the new building.
او سرپرستی/نظارت بر ساخت ساختمان جدید را بر عهده دارد.
Example: The superintending manager was responsible for all departments.
مدیر ناظر مسئول تمام بخش ها بود.
2 - هدایت و رهبری ( Direction & Guidance ) :
شامل راهنمایی کردن، ارائه دستورالعمل، و اطمینان از اینکه همه در مسیر درست حرکت می کنند.
Example: Her role involves superintending the research team’s efforts.
نقش او شامل هدایت/سرپرستی تلاش های تیم تحقیقاتی است.
3 - مدیریت و فرماندهی ( Management & Command ) :
در برخی موارد، به خصوص در ارتش یا سازمان های بزرگ، می تواند معنی مدیریت و فرماندهی را هم بدهد.
Example: The colonel was superintending the training exercises.
سرهنگ فرماندهی/نظارت بر تمرینات آموزشی را بر عهده داشت.