superimposed

شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. habits which have been superimposed on other habits
عاداتی که بر عادات دیگر منطبق شده اند

ارتباط محتوایی

جمله های نمونه1. habits which have been superimposed on other habits عاداتی که بر عادات دیگر منطبق شده اند
معنی superimposed، مفهوم superimposed، تعریف superimposed، معرفی superimposed، superimposed چیست، superimposed یعنی چی، superimposed یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف s، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف s
کلمه بعدی: superimposed fold or cross fold or cross fold
اشتباه تایپی: سعحثقهئحخسثی
آوا: /سوپریمپوصد/
عکس superimposed : در گوگل

پیشنهاد کاربران

اصل جمع تثار قوا
اضافی
منطبق شده، روی دیگری قرار گرفته.
رودخانه های جدید اضافه شونده: به رودخانه هایی گفته می شود که از آخرین پدیده ی تکتونیکی روی داده در منطقه جوانتر باشد و تحت تاثیر گسل یا ناپیوستگی نباشد.
هم پوشان
مونتاژ شدن
منطبق بودن. تطابق داشتن
سوار شدن/کردن برچیزی. ( اصطلاحا )
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما