summon for questioning

انگلیسی به انگلیسی

• order to come in for interrogation

پیشنهاد کاربران

فعل summon یعنی احضار کردن، فراخواندن، طلب کردن، به حضور خواستن. بسته به بافت، با اسم های مختلفی به کار می رود.
رایج ترین کالوکیشن ها:
🔹 summon the police = پلیس را خبر کردن / احضار کردن
...
[مشاهده متن کامل]

🔹 summon a doctor = دکتر را خبر کردن
🔹 summon an ambulance = آمبولانس خبر کردن
🔹 summon help = درخواست کمک کردن
🔹 summon a taxi = تاکسی خبر کردن
🔹 summon someone = کسی را احضار کردن
🔹 summon a witness = شاهد را احضار کردن
🔹 summon a lawyer = وکیل را احضار کردن
🔹 summon a meeting = جلسه ای را تشکیل دادن یا فراخواندن
🔹 summon Parliament = پارلمان را به جلسه فراخواندن
🔹 summon courage = شجاعت خود را جمع کردن
🔹 summon strength = نیرو و توان خود را جمع کردن
🔹 summon the energy = انرژی لازم را پیدا کردن
🔹 summon the will = ارادهٔ لازم را در خود ایجاد کردن
🔹 summon a smile = با زحمت لبخند زدن
🔹 summon patience = صبر خود را جمع کردن
🔹 summon the devil = شیطان را احضار کردن ( یا به صورت استعاری، دردسر را به جان خریدن )
🔹 summon spirits = ارواح را احضار کردن
🔹 summon demons = شیاطین یا ارواح خبیث را احضار کردن
نکتهٔ مهم: وقتی summon با ویژگی های درونی مانند courage, strength, patience, energy می آید، معمولاً معنی آن *به زحمت در خود ایجاد کردن یا جمع کردن * است، نه *احضار کردن *. برای مثال:
She summoned the courage to speak. = او شجاعت لازم را در خود جمع کرد تا حرف بزند.

order to come in for interrogation