• (1)تعریف: in grammar, to add (an affix) to the end of a word.
• (2)تعریف: to attach to the end of something. • مشابه: tag
جمله های نمونه
1. inflectional suffix
پسوند صرفی
2. the suffix "zadeh" in the name "ahmadzadeh" is a patronymic
پسوند ((زاده)) در واژه ی ((احمد زاده)) نمایشگر نسب پدری است.
3. a diminutive suffix
پسوند تصغیری
4. an adjectival suffix
پسوند صفت ساز
5. an adverbial suffix
پسوند قیدساز
6. "-ate" is a verbal suffix
"ate-" یک پسوند فعلی است.
7. The details about the data suffix the text.
[ترجمه گوگل]جزئیات مربوط به داده ها پسوند متن است [ترجمه ترگمان]جزییات مربوط به پسوند داده متن [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
8. These ships were all numbered with the suffix LBK.
[ترجمه گوگل]این کشتی ها همگی با پسوند LBK شماره گذاری شده بودند [ترجمه ترگمان]این کشتی ها همگی با پسوند LBK شماره بندی شده بودند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
9. The suffix '-ness' added to the end of the word 'sweet' forms the word 'sweetness', changing an adjective into a noun.
[ترجمه سیاوش فکری] این جمله انگلیسی که قرار است ترجمه شود غلط میباشد، چرا که شیرین اسم میباشد و شیرینی صفت، و این عبارت انگلیسی را چه با گوگل و چه با ترجمه ترگمان ترجمه کنیم همین میشود که ترجمه شده و شیرین شده صفت و شیرینی شده اسم، بهترین ترجمه برای عبارت بالااین است ، ( ( پسوند ''ness'' اضافه شد به آخر کلمه شیرین
|
[ترجمه سیاوش فکری] ترجمه درسته ولی عبارت انگلیسی غلطه، چرا که شیرین صفت نیست بلکه اسم میباشد، و شیرینی صفت، با پسوند ''ness''
|
[ترجمه سیاوش فکری] شیرین اسم است و شیرینی صفت، حال چگونه امکان دارد در این عبارت انگلیسی صفت را به اسم تبدیل کنیم
|
[ترجمه گوگل]پسوند «-ness» که به انتهای کلمه «شیرین» اضافه میشود، کلمه «شیرینی» را تشکیل میدهد و یک صفت را به اسم تبدیل میکند [ترجمه ترگمان]پسوند - ness به انتهای کلمه شیرینی اضافه می شود، شیرینی کلمه، و صفت را به یک اسم تبدیل می کند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
10. The word is usefully, with the suffix -ly in a different colour.
[ترجمه گوگل]این کلمه مفید است، با پسوند -ly با رنگ متفاوت [ترجمه ترگمان]کلمه مفید است، با پسوند - ly در یک رنگ متفاوت [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
11. Elsewhere, the suffix -tun indicates in the place name the former existence of a farm or hamlet.
[ترجمه گوگل]در جای دیگر پسوند -tun در نام مکان نشان دهنده وجود سابق مزرعه یا آبادی است [ترجمه ترگمان]در جای دیگر، پسوند - چل در محل زندگی سابق یک مزرعه یا دهکده را نشان می دهد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
12. These include code reduction functions, prefix and suffix operations, scatter operations and data sorting.
[ترجمه گوگل]اینها شامل توابع کاهش کد، عملیات پیشوند و پسوند، عملیات پراکندگی و مرتبسازی دادهها هستند [ترجمه ترگمان]این ها شامل توابع کاهش کد، پیشوند و پسوند، عملیات پراکنده و مرتب سازی داده ها هستند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
13. Therefore, this article applies suffix tree algorithm to the meta search engines, and designs a meta search engine systems with a clustering algorithm.
[ترجمه گوگل]بنابراین، این مقاله الگوریتم درخت پسوند را برای موتورهای جستجوی متا اعمال میکند و یک سیستم موتور جستجوی متا را با الگوریتم خوشهبندی طراحی میکند [ترجمه ترگمان]بنابراین، این مقاله از الگوریتم درختی پسوند برای متا موتورهای جستجوی متا استفاده می کند و یک موتور جستجوی متا را با یک الگوریتم خوشه بندی طراحی می کند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
14. A "1" suffix indicates no grid current flows, while a "2" suffix indicates grid current flows for some part of the cycle.
[ترجمه گوگل]پسوند "1" نشان می دهد که جریان شبکه جریان ندارد، در حالی که پسوند "2" جریان شبکه را برای بخشی از چرخه نشان می دهد [ترجمه ترگمان]یک پسوند \"۱\" جریان جریان شبکه را نشان می دهد، در حالی که یک پسوند \"۲\" نشان دهنده جریان های جریان شبکه برای بخشی از چرخه است [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
15. The suffix - er is added to verbs to form nouns.
[ترجمه گوگل]پسوند - er برای تشکیل اسم به افعال اضافه می شود [ترجمه ترگمان]پسوند - er برای تشکیل اسم ها به افعال اضافه می شود [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
16. The numerical suffix appended to the class designation indicates whether or not grid current flows in any appreciable portion of the cycle.
[ترجمه گوگل]پسوند عددی اضافه شده به نام کلاس نشان می دهد که آیا جریان شبکه در هر بخش قابل توجهی از چرخه جریان دارد یا خیر [ترجمه ترگمان]پسوند عددی appended به the کلاس نشان می دهد که آیا جریان جریان در هر بخش قابل توجهی از چرخه جریان دارد یا نه [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
مترادف ها
پسوند (اسم)
postfix, suffix
پسوندی (اسم)
postfix, suffix
پساوند (اسم)
rhyme, suffix
پساوند ساختن (فعل)
suffix
پسوند نصب کردن (فعل)
suffix
تخصصی
[ریاضیات] اندیس، پسوند [پلیمر] پسوند
انگلیسی به انگلیسی
• affix added on to the end of a word (grammar) add an affix to the end of a word so as to alter its meaning (grammar) a suffix is a letter or group of letters added to the end of a word in order to make a new word with different grammar or with a different meaning. for example, the suffix `-ist' can be added to `sex' to form the word `sexist'.
پیشنهاد کاربران
## Suffix ( پسوند ) چیست؟ **Suffix** به **یک یا چند حرف ( یا واج ) گفته می شود که به انتهای یک واژه ( ریشه یا بن ) اضافه می شود تا معنای آن را تغییر دهد یا نقش دستوری آن را عوض کند. ** پسوندها یکی از دو نوع اصلی **وند ( affix ) ** هستند ( نوع دیگر **prefix** یا پیشوند است که به ابتدا می آید ) . ... [مشاهده متن کامل]
## دو دسته اصلی پسوند در انگلیسی ### 1. پسوندهای اشتقاقی ( Derivational suffixes ) این پسوندها **معنی واژه را تغییر می دهند** و اغلب **بخش دستوری ( گرامری ) ** آن را نیز عوض می کنند ( مثلاً از فعل اسم می سازند، یا از صفت قید ) . گاهی فقط معنی عوض می شود بدون تغییر مقوله. **مثال های رایج:** | پسوند | معنی / کاربرد | مثال از ریشه | واژه جدید | تغییر مقوله | | - - - - - - - | - - - - - - - - - - - - - - - | - - - - - - - - - - - - - - | - - - - - - - - - - - | - - - - - - - - - - - - - - | | ** - er** | کسی که کاری انجام می دهد | teach ( فعل: آموزش دادن ) | teacher ( اسم: معلم ) | فعل ← اسم | | ** - ness** | حالت یا کیفیت | happy ( صفت: شاد ) | happiness ( اسم: شادی ) | صفت ← اسم | | ** - able** | قابل انجام / شایسته | read ( فعل: خواندن ) | readable ( صفت: خواندنی/قابل خواندن ) | فعل ← صفت | | ** - less** | بدون ( نبودن ) | hope ( اسم: امید ) | hopeless ( صفت: ناامید ) | اسم ← صفت | | ** - ly** | به نحوی / ( سازنده قید ) | quick ( صفت: سریع ) | quickly ( قید: به سرعت ) | صفت ← قید | | ** - ment** | نتیجه یا عمل یک فعل | govern ( فعل: حکومت کردن ) | government ( اسم: دولت/حکومت ) | فعل ← اسم | | ** - tion / - sion** | حالت یا عمل یک فعل | decide ( فعل: تصمیم گرفتن ) | decision ( اسم: تصمیم ) | فعل ← اسم | | ** - ful** | پر از | beauty ( اسم: زیبایی ) | beautiful ( صفت: زیبا ) | اسم ← صفت | | ** - ize / - ise** | تبدیل شدن / ایجاد کردن | modern ( صفت: مدرن ) | modernize ( فعل: مدرن کردن ) | صفت ← فعل | | ** - en** | باعث شدن / ساخته شدن از | wide ( صفت: عریض ) | widen ( فعل: پهن کردن/عریض شدن ) | صفت ← فعل | ### 2. پسوندهای تصریفی ( Inflectional suffixes ) این پسوندها **مقوله دستوری** واژه را عوض نمی کنند، فقط **اطلاعات دستوری** به آن می دهند ( مانند زمان، تعداد، شخص، مقایسه ) . در انگلیسی امروزی فقط **۸ پسوند تصریفی** داریم ( در واقع هشت تکواژ تصریفی ) : | پسوند تصریفی | نقش دستوری | مثال | | - - - - - - - - - - - - - - | - - - - - - - - - - - - - | - - - - - - - | | ** - s** ( اسم ) | جمع ( plural ) | one cat → two cat**s** | | ** - 's** ( یا s' ) | مالکیت ( possessive ) | the cat → the cat**'s** tail | | ** - s** ( فعل ) | سوم شخص مفرد حال ساده | I run → she run**s** | | ** - ed** | زمان گذشته ( past simple ) | walk → walk**ed** | | ** - en** ( یا - ed ) | اسم مفعول ( past participle ) | eat → eat**en**, walk → walk**ed** | | ** - ing** | اسم فاعل / استمراری ( present participle ) | go → go**ing** | | ** - er** ( صفت ) | صفت تفضیلی ( comparative ) | fast → fast**er** | | ** - est** ( صفت ) | صفت عالی ( superlative ) | fast → fast**est** | ## تفاوت کلیدی بین دو نوع پسوند | ویژگی | پسوند اشتقاقی | پسوند تصریفی | | - - - - - - - - | - - - - - - - - - - - - - - - - | - - - - - - - - - - - - - - - - | | تغییر مقوله دستوری | معمولاً بله ( مثل صفت←قید ) | خیر ( همان مقوله می ماند ) | | تغییر معنی اصلی واژه | بله ( معنی جدید می سازد ) | خیر ( فقط نقش دستوری را نشان می دهد ) | | تعداد در انگلیسی | بسیار زیاد ( صدها پسوند ) | فقط ۸ تا | | مثال | *kind* ( مهربان ) → *kindness* ( مهربانی ) | *cat* → *cats* ( همان معنی، فقط جمع ) | ## نکات مهم و مثال های پیشرفته ### الف ) پسوندها می توانند معنای منفی بسازند - ** - less**: *careless* ( بی دقت ) ، *hopeless* ( ناامید ) - برخی پسوندهای منفی نادر مانند ** - proof** ( ضد ) در *waterproof* ( ضدآب ) – اگرچه این مرز میان ترکیب و پسوند است. ### ب ) یک کلمه می تواند چند پسوند پشت سر هم داشته باشد > **industri** ** - al** ** - ize** ** - ation** - *industrial* ( صنعتی ) ← از industry ( اسم ) al ( صفت ساز ) - *industrialize* ( صنعتی کردن ) ← industrial ( صفت ) ize ( فعل ساز ) - *industrialization* ( صنعتی سازی ) ← industrialize ( فعل ) ation ( اسم ساز ) ### ج ) پسوندهای اشتقاقی گاهی املا را تغییر می دهند - *happy* → *happiness* ( حذف y و تبدیل به i ) - *argue* → *argument* ( حذف e ) ### د ) تشخیص پسوند در مقابل بخشی از خود ریشه واژه **"sister"** شامل پسوند ** - er** نیست، چون خود �sister� یک ریشه کامل است و بخش � - er� در آن معنی �کننده کار� را نمی دهد. ## خلاصه نهایی > **Suffix یا پسوند در زبان انگلیسی، وندی است که به انتهای واژه اضافه می شود. دو نوع اصلی دارد: ۱ ) پسوندهای اشتقاقی که معنی و گاهی مقوله دستوری را تغییر می دهند ( مثل - ness, - er, - ly ) ؛ ۲ ) پسوندهای تصریفی که اطلاعات دستوری مثل جمع، زمان، یا درجه صفت را اضافه می کنند بدون تغییر معنی اصلی ( مثل - s, - ed, - er تفضیلی ) . یادگیری پسوندها برای افزایش دایره واژگان ( Vocabulary building ) بسیار مؤثر است. **
↩️ دوستان لطفاً به این توضیحات خوب دقت کنید: 📋 در زبان انگلیسی یک prefix داریم به اسم sub 📌 این پیشوند، معادل "under" یا "from below" می باشد؛ بنابراین کلماتی که این پیشوند را در خود داشته باشند، به "under" یا "from below" مربوط هستند. ... [مشاهده متن کامل]
📂 مثال: 🔘 submarine: A vehicle that operates under the sea 🔘 subway: An underground transportation system 🔘 subpar: Below the expected or standard level of performance 🔘 subscribe: To sign up or pledge support for something, often from below or behind 🔘 subterranean: Relating to or occurring beneath the ground 🔘 suffix: A morpheme added at the end of a word, positioned from below in structure 🔘 sufficient: Adequate to meet the need, implying a base or under - reaching requirement 🔘 suffer: To experience pain or hardship, often metaphorically "from below" or under adverse conditions 🔘 succor: Assistance or support, often given from below in terms of need or action 🔘 suggest: To propose or imply something subtly, as if from below the surface 🔘 support: To hold up or sustain, offering strength from below 🔘 surreal: Something that exists below the level of normal reality, often dreamlike or fantastical
پسوند هایی که در آخر کلمات و فعل ها میچسبن مانند ness در آخر darkness
suffix ( زبانشناسی ) واژه مصوب: پسوند تعریف: نوعی وند که پس از ستاک یا ریشه یا پایه قرار گیرد
SUFFIX : پسوند PREFIXE : پیشوند CONJUGATION : صرف SYNTAX : نحو