suffer a blunder

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• مرتکب اشتباه فاحش شدن / دچار خطای بزرگ شدن
• اشتباه آشکار مرتکب شدن / گاف دادن
• دچار لغزش بزرگ شدن / سوتی دادن
• خطای واضح و خفت بار مرتکب شدن
🔸 مثال ها:
• Madonna, 68, suffers an obviously bad blunder during her MTV VMAs performance.
...
[مشاهده متن کامل]

مادونا، ۶۸ ساله، در اجرای MTV VMAs خود یک اشتباه فاحش و آشکار مرتکب شد.
• The politician suffered a major blunder during the debate.
آن سیاستمدار در آن مناظره یک گاف بزرگ داد.
• He suffered an embarrassing blunder on live television.
او در تلویزیون زنده، یک سوتی خجالت آور داد.