🔸 معادل فارسی:
• دیوانه ی چیزی بودن
• عاشق چیزی بودن
• بی اختیار جذب چیزی شدن
• ( در زبان محاوره ) شیدای چیزی بودن
🔸 مثال ها:
( علاقه ) I'm a sucker for old black - and - white movies.
... [مشاهده متن کامل]
من دیوانه ی فیلم های سیاه سفید قدیمی هستم.
( ضعف ) She's a sucker for a man in a uniform.
او بی اختیار جذب مرد یونیفورم پوش می شود.
( منفی ) He's a sucker for sob stories, so he gave them all his money.
او گول داستان های غمگین را می خورد، برای همین همه پولش را به آنها داد.
( خودمانی ) I'm a sucker for a good cup of coffee in the morning.
من عاشق یه فنجون قهوه خوب صبحگاهی هستم.
• دیوانه ی چیزی بودن
• عاشق چیزی بودن
• بی اختیار جذب چیزی شدن
• ( در زبان محاوره ) شیدای چیزی بودن
🔸 مثال ها:
( علاقه ) I'm a sucker for old black - and - white movies.
... [مشاهده متن کامل]
من دیوانه ی فیلم های سیاه سفید قدیمی هستم.
( ضعف ) She's a sucker for a man in a uniform.
او بی اختیار جذب مرد یونیفورم پوش می شود.
( منفی ) He's a sucker for sob stories, so he gave them all his money.
او گول داستان های غمگین را می خورد، برای همین همه پولش را به آنها داد.
( خودمانی ) I'm a sucker for a good cup of coffee in the morning.
من عاشق یه فنجون قهوه خوب صبحگاهی هستم.
شیفته و عاشق کسی یا چیزی بودن
I'm a sucker for cilantro : من عاشق گشنیزم
I'm a sucker for cilantro : من عاشق گشنیزم