🔸 معادل فارسی:
• چه آدم عجیبی، چه شخصیتی ( خنثی یا مثبت )
• چه آدم بامزه ای ( طنز، تحسین )
• چه آدم عجیب و غریبی، چه موجودی ( تعجب از رفتار غیرعادی )
🔸 مثال ها:
"He showed up to the costume party dressed as a banana. He's such a character!"
... [مشاهده متن کامل]
او در مهمانی با لباس مبدل موز حاضر شد. چه آدم بامزه ای ( چه شخصیتی ) !
"Our teacher sometimes stops mid - sentence to tell a random joke. She's such a character. "
معلم ما گاهی وسط جمله می ایستد تا یک لطیفه بی ربط بگوید. واقعاً آدم عجیبی است ( چه شخصیتی دارد ) .
"That eccentric artist paints with his feet and calls it genius. He's such a character. "
آن هنرمند عجیب با پاهایش نقاشی می کند و آن را نبوغ می نامد. چه شخصیت عجیب و جالبی است ( واقعاً یکه است ) .
"He complained about the free pizza because it had mushrooms on it. He's such a character. "
از پیتزای رایگان چون قارچ داشت گله کرد. واقعاً آدم عجیبی است ( با لحن منفی ) .
• چه آدم عجیبی، چه شخصیتی ( خنثی یا مثبت )
• چه آدم بامزه ای ( طنز، تحسین )
• چه آدم عجیب و غریبی، چه موجودی ( تعجب از رفتار غیرعادی )
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
او در مهمانی با لباس مبدل موز حاضر شد. چه آدم بامزه ای ( چه شخصیتی ) !
معلم ما گاهی وسط جمله می ایستد تا یک لطیفه بی ربط بگوید. واقعاً آدم عجیبی است ( چه شخصیتی دارد ) .
آن هنرمند عجیب با پاهایش نقاشی می کند و آن را نبوغ می نامد. چه شخصیت عجیب و جالبی است ( واقعاً یکه است ) .
از پیتزای رایگان چون قارچ داشت گله کرد. واقعاً آدم عجیبی است ( با لحن منفی ) .