1. to substantiate a claim
ادعایی را اثبات کردن
2. We have evidence to substantiate the allegations against him.
[ترجمه گوگل]ما شواهدی برای اثبات اتهامات علیه او داریم
[ترجمه ترگمان]ما شواهدی برای اثبات اتهامات علیه او داریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
3. There is little scientific evidence to substantiate the claims.
[ترجمه گوگل]شواهد علمی کمی برای اثبات ادعاها وجود دارد
[ترجمه ترگمان]شواهد علمی کمی برای اثبات ادعاها وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
4. Katzen offered little evidence to substantiate his claims .
[ترجمه گوگل]کاتزن شواهد کمی برای اثبات ادعاهای خود ارائه کرد
[ترجمه ترگمان]Katzen شواهد کمی برای اثبات ادعاهای خود ارائه کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
5. Do you have any proof to substantiate your alibi?
[ترجمه گوگل]آیا دلیلی برای اثبات عذر خود دارید؟
[ترجمه ترگمان]مدرکی داری که ثابت کنی عذرش موجه هست؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
6. An attempt to substantiate this point will be attempted in chapter 8 from an internal management perspective.
[ترجمه گوگل]تلاشی برای اثبات این نکته در فصل 8 از دیدگاه مدیریت داخلی انجام خواهد شد
[ترجمه ترگمان]تلاش برای اثبات این نکته در فصل ۸ از دیدگاه مدیریت داخلی انجام خواهد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
7. The evidence to substantiate this is limited to very few conditions.
[ترجمه گوگل]شواهد برای اثبات این امر به شرایط بسیار کمی محدود است
[ترجمه ترگمان]شواهد اثبات این موضوع به شرایط بسیار کمی محدود است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
8. To substantiate claims of priority, etc.
[ترجمه گوگل]برای اثبات ادعای اولویت و غیره
[ترجمه ترگمان]برای اثبات ادعاهای اولویت و غیره
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
9. Bell, however, offers no direct evidence to substantiate the claim that there has been a shift in demand to services.
[ترجمه گوگل]بل، با این حال، هیچ مدرک مستقیمی برای اثبات این ادعا ارائه نمی دهد که تقاضا برای خدمات تغییر کرده است
[ترجمه ترگمان]با این حال، بل هیچ مدرک مستقیمی برای اثبات این ادعا که یک تغییر در تقاضا برای خدمات وجود داشته است، ارائه نمی دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
10. Three main reasons can be put forward to substantiate this claim.
[ترجمه گوگل]برای اثبات این ادعا سه دلیل اصلی را می توان مطرح کرد
[ترجمه ترگمان]سه دلیل اصلی را می توان برای اثبات این ادعا مطرح کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
11. These provide evidence to substantiate the loss and prevent possible fraudulent claims.
[ترجمه گوگل]اینها شواهدی را برای اثبات ضرر و جلوگیری از ادعاهای تقلبی احتمالی ارائه می دهند
[ترجمه ترگمان]این ها شواهدی را برای اثبات ضرر و جلوگیری از ادعاهای کلاهبرداری احتمالی ارایه می دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
12. I could substantiate the information that Mr. Docherty gave me through contact with the West Yorkshire metropolitan police.
[ترجمه گوگل]من میتوانم اطلاعاتی را که آقای دوچرتی به من داده بود از طریق تماس با پلیس کلانشهر غرب یورکشایر اثبات کنم
[ترجمه ترگمان]می توانستم اطلاعاتی را که اقای Docherty از طریق تماس با پلیس West Yorkshire به من داد را اثبات کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
13. Though the standard of evidence we demand to substantiate extraordinary claims is high, it is not impossibly high.
[ترجمه گوگل]اگرچه استاندارد شواهدی که ما برای اثبات ادعاهای خارقالعاده میخواهیم بالا است، اما چندان هم بالا نیست
[ترجمه ترگمان]اگر چه استاندارد شواهدی که ما برای اثبات ادعاهای فوق العاده داریم، بالا است، اما به طور باورنکردنی زیاد نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
14. To further substantiate these results, we pre-incubated the nuclear extract with a 500 molar excess of wild type or mutated oligonucleotides.
[ترجمه گوگل]برای اثبات بیشتر این نتایج، عصاره هستهای را با 500 مولر اضافی از نوع وحشی یا الیگونوکلئوتیدهای جهشیافته از قبل انکوبه کردیم
[ترجمه ترگمان]برای اثبات بیشتر این نتایج، ما عصاره هسته ای را با مقدار ۵۰۰ مولار از نوع وحشی یا mutated تغییر یافته pre کردیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
15. Graph the two equations to substantiate your answers.
[ترجمه گوگل]دو معادله را رسم کنید تا پاسخ های خود را ثابت کنید
[ترجمه ترگمان]برای اثبات پاسخ های شما دو معادله را نمودار کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید