subscribe to

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• حمایت کردن از ( یک عقیده، نظریه یا باور )
• تأیید کردن / موافق بودن با
• باور داشتن به ( چیزی )
• پایبند بودن به ( یک اصل یا ایده )
🔸 مثال ها:
• I don't subscribe to the idea that money equals happiness.
...
[مشاهده متن کامل]

من این ایده را که پول برابر با خوشبختی است، تأیید نمی کنم ( به آن باور ندارم ) .
• She fully subscribes to the belief that hard work always pays off.
او کاملاً از این باور حمایت می کند که کار سخت همیشه نتیجه می دهد.
• Many experts no longer subscribe to that outdated theory.
بسیاری از کارشناسان دیگر آن نظریه قدیمی را تأیید نمی کنند.
• He subscribes to the view that education is the key to solving social problems.
او از این دیدگاه حمایت می کند که آموزش کلید حل مشکلات اجتماعی است.
🔸 نکته ها و کاربرد:
• این معنی از "subscribe to" در زبان رسمی، نوشتاری و آکادمیک بسیار رایج است و بیشتر در مورد عقاید، نظریه ها، فلسفه ها یا ایدئولوژی ها به کار می رود.
• تفاوت آن با معنی اصلی ( عضویت یا اشتراک خریداری کردن ) در این است که در اینجا هیچ پرداخت پولی در کار نیست و فقط به باور یا حمایت ذهنی اشاره دارد.