submersible

/səbˈmɜːrsəbl̩//səbˈmɜːsəbl̩/

(نادر) زیر دریایی، قابل فرورفتن یا فرو بردن در زیر اب
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
• : تعریف: capable of being submerged or functioning while submerged.
اسم ( noun )
• : تعریف: a vessel capable of functioning under water.

جمله های نمونه

1. Because most submersible pumps are not designed to cope with solids.
[ترجمه ترگمان]از آنجا که بیشتر پمپ submersible برای سازگاری با جامدات طراحی نشده است
[ترجمه گوگل]از آنجا که اکثر پمپ های شناور برای مقابله با مواد جامد طراحی نشده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The most commonly used pumps are submersible electric ones that pump out water through what looks like a fire hose.
[ترجمه ترگمان]معمول ترین پمپ های مورد استفاده در آب شناور هستند که آب را از طریق آنچه که شبیه یک لوله آتش به نظر می رسد، پمپ می کنند
[ترجمه گوگل]پمپ های معمولی که استفاده می شوند، آب های زیرزمینی هستند که آب را از طریق شلنگ آتش نشان می دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Then a submersible pump, concealed in a sump, conveys it back up to a blockwork filter filled with Canterbury spar.
[ترجمه ترگمان]سپس یک پمپ آب درون چاهی که در a پنهان شده بود، آن را به یک فیلتر blockwork پر شده از شاخه کانتربری منتقل می کند
[ترجمه گوگل]سپس یک پمپ شناور که در مخزن پنهان شده است، آن را به یک filter blockwork پر از Canterbury spar منتقل می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Some submersible pumps have a very small discharge and so it is important to judge the water flow required before shopping around.
[ترجمه ترگمان]برخی از پمپ های آب درون آب یک تخلیه بسیار کوچک دارند و بنابراین مهم است که جریان آب مورد نیاز قبل از خرید را بررسی کنید
[ترجمه گوگل]برخی از پمپ های شناور دارای تخلیه بسیار کوچکی هستند و بنابراین قبل از خرید در نظر گرفته شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. This system is what makes diving in a submersible sound like you are diving in a submersible.
[ترجمه ترگمان]این سیستم چیزی است که شیرجه زدن در یک صدای شناور مانند شما در حال شیرجه زدن در یک شناور است
[ترجمه گوگل]این سیستم چیزی است که موجب غواصی در یک صدای غرق می شود مانند غواصی در یک غواص
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Redness lights the interior of the submersible; the glow from dials and video screens reflects softly off the burnished titanium hull.
[ترجمه ترگمان]قرمزی فضای درون شناور را روشن می کند؛ درخشش صفحات و پرده های ویدئویی به نرمی بدنه تیتانیوم جلا دار را منعکس می کند
[ترجمه گوگل]قرمزی داخلی داخل غرق می کند؛ درخشندگی سیگنال ها و صفحه نمایش های ویدئویی، از پوست تیتانیوم خرد شده خنثی می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Like a metronome, every five seconds the submersible generates an acoustic tracking pulse at 1 kilohertz.
[ترجمه ترگمان]مانند یک metronome، هر پنج ثانیه در درون غوطه ور، یک آهنگ ردیابی صوتی در ۱ kilohertz ایجاد می کند
[ترجمه گوگل]مانند یک مترونوم، هر 5 ثانیه سوپاپی یک پالس ردیابی صوتی را در 1 کیلوهرتز تولید می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. She was the first submersible to dive on the Titanic, which had lain undisturbed on the seabed for seventy-three years.
[ترجمه ترگمان]او اولین submersible بود که روی کشتی تایتانیک، که به مدت هفتاد و سه سال در بس تر دریا دست نخورده مانده بود، فرو رفت
[ترجمه گوگل]او اولین فروند شناور بود که در تایتانیک فرو میرفت و هفتاد و سه سال به طول انجامید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. If you could get out of the submersible, you could scoop the animals up by the handful.
[ترجمه ترگمان]اگر شما می توانستید از the خارج شوید، می توانید حیوانات را با یک مشت بلند کنید
[ترجمه گوگل]اگر شما می توانید از زیردریایی خارج شوید، حیوانات را می توانید توسط انگشتان دستشویی بچرخانید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Installation of a submersible pump is quite simple, for, as described earlier, it is merely placed in the water.
[ترجمه ترگمان]نصب یک پمپ submersible بسیار ساده است، زیرا همانطور که قبلا توضیح داده شد، این پمپ صرفا در آب قرار داده می شود
[ترجمه گوگل]نصب پمپ شناور بسیار ساده است، زیرا همان طور که قبلا توضیح داده شد، آن صرفا در آب قرار می گیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. As I drive over the herd with the submersible, they roll out of the way like tumbleweed before the wind.
[ترجمه ترگمان]همان طور که من از میان گله با submersible دور می شوم، آن ها مثل یک بوته توت در مقابل باد می چرخند
[ترجمه گوگل]همانطور که من بیش از گله را با غرق می شوم، آنها از راه مانند بادبادک پیش از باد رول
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The submersible rose higher in the dock, the overflowing sea rushing like a tide over their boots.
[ترجمه ترگمان]آب دریا بالا و پایین می رفت، دریا پر از آب بود، مثل جزر و مد که روی چکمه های آن ها جریان داشت
[ترجمه گوگل]زیردریایی در حوالی بلند شد، دریای پر از سر و صدا مانند سرازیری بیش از چکمه های خود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The submersible, hatch open, pitched into the sea.
[ترجمه ترگمان]دریچه باز شد، دریچه باز شد و به دریا افتاد
[ترجمه گوگل]غرق شده، بازو، به دریا می رانه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Beehive, another sulfide edifice, is a five-minute submersible ride due west of Moose.
[ترجمه ترگمان]Beehive، یک عمارت بزرگ سولفید، یک سوار submersible ۵ دقیقه ای به خاطر غرب موس است
[ترجمه گوگل]کندو، یکی دیگر از ساختمان های سولفید، سوار یک فروند شناور 5 دقیقه ای به سمت غرب Moose است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[عمران و معماری] شناور

به انگلیسی

• submarine; small craft designed for underwater exploration
submergible, capable of being submersed

پیشنهاد کاربران

زیردریایی
عمق پیما
( زیردریایی کوچک معمولا برای تحقیقات علمی )
زیردریاپیما
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما