sublingual


معنی: زیر زبانی، واقع در زیر زبان
معانی دیگر: واقع شده در زیر زبان، زیر زبان
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
مشتقات: sublingually (adv.)
• : تعریف: located or designed to be placed under the tongue or on the underside of the tongue.

- Not all salivary glands are sublingual.
[ترجمه گوگل] همه غدد بزاقی زیر زبانی نیستند
[ترجمه ترگمان] نه همه غدد بزاقی زیر لبی هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Sublingual placement of the tablet improves absorption.
[ترجمه گوگل] قرار دادن قرص زیر زبانی باعث بهبود جذب می شود
[ترجمه ترگمان] تعیین جای این لوح، جذب را بهبود می بخشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The company makes both capsules and sublingual tablets.
[ترجمه گوگل] این شرکت هم کپسول و هم قرص زیرزبانی تولید می کند
[ترجمه ترگمان] این شرکت هر دو قرص زیر زبان و قرص زیر زبان را می سازد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. But what is used in sub-lingual therapy is industrial alcohol.
[ترجمه گوگل]اما آنچه در درمان زیرزبانی استفاده می شود الکل صنعتی است
[ترجمه ترگمان]اما آنچه در درمان sub استفاده می شود، الکل صنعتی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Injection and sublingual therapy are common ways to administer this relief.
[ترجمه گوگل]تزریق و درمان زیرزبانی راه های رایج برای اجرای این تسکین است
[ترجمه ترگمان]تزریق Injection و زیر زبان زیر زبان راه هایی برای انجام این تسکین هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Patients in control group(2cases) were given sublingual misoprostol tablets, massaging of the uterus, in utero intramuscular injection of carboprost and uterine artery ligation.
[ترجمه گوگل]به بیماران گروه کنترل (2 مورد) قرص میزوپروستول زیرزبانی، ماساژ رحم، تزریق داخل عضلانی کربوپروست در رحم و بستن شریان رحم داده شد
[ترجمه ترگمان]بیماران در گروه کنترل (۲ مورد)از قرص های misoprostol زیر زبان، ماساژ دهنده رحم، تزریق intramuscular رحم carboprost و سرخرگ رحمی استفاده کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Methods Divided the sublingual veins into normal and thick, curved, petechia or purple net-like.
[ترجمه گوگل]روش‌ها وریدهای زیرزبانی را به دو دسته نرمال و ضخیم، منحنی، پتشی یا توری بنفش تقسیم کرد
[ترجمه ترگمان]روش ها و the زیر زبان به حالت طبیعی و ضخیم، خمیده، petechia و یا ارغوانی شبیه هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Objective To evaluate the efficiency of the sublingual mite desensitization solution to asthmatic children.
[ترجمه گوگل]هدف: ارزیابی کارایی محلول حساسیت زدایی کنه زیرزبانی در کودکان مبتلا به آسم
[ترجمه ترگمان]هدف ارزیابی کارایی یک خرده زیر زبان solution برای کودکان مبتلا به آسم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Jaw of sublingual bassoon abide plays the side outside gland conduit, with conduit of the gland below jaw collective mouth issues caruncle at the tongue, or alone mouth issues caruncle at the tongue.
[ترجمه گوگل]فک فاگوت زیرزبانی مجرای غدد جانبی بیرونی را می نوازد، با مجرای غده زیر فک، دهان جمعی در زبان، یا به تنهایی دهان، کارونکل را در زبان ایجاد می کند
[ترجمه ترگمان]Jaw از bassoon sublingual به سمت مجرای غده دار عمل می کنند و مجرای غده در زیر فک جمعی فک را به زبان باز می کند و یا به تنهایی مشکلات دهان را به زبان می آورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Objective To discuss the possibility of free sublingual gland grafting for the management of xerophthalmia.
[ترجمه گوگل]هدف بحث در مورد امکان پیوند غده زیرزبانی آزاد برای مدیریت خشکی دهان
[ترجمه ترگمان]هدف بحث در مورد احتمال پیوند زیر زبان زیر زبان برای مدیریت of
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. D . For sublingual - administered drugs, have client place medication under tongue and allow it to dissolve completely.
[ترجمه گوگل]د برای داروهای زیر زبانی، از مشتری بخواهید دارو را زیر زبان بگذارد و اجازه دهید کاملا حل شود
[ترجمه ترگمان]د برای داروهای زیر زبان، مشتری تحت زبان پزشکی قرار داده و به آن اجازه می دهد تا به طور کامل منحل شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Conclusion:The shape, color and abnormality degree of the sublingual venae in patients with PLC in different clinical stages are distinct.
[ترجمه گوگل]نتیجه گیری: شکل، رنگ و درجه ناهنجاری وریدهای زیرزبانی در بیماران مبتلا به PLC در مراحل مختلف بالینی مشخص است
[ترجمه ترگمان]نتیجه گیری: شکل، رنگ و درجه ناهنجاری زیر زبان زیر زبان در بیماران با PLC در مراحل مختلف بالینی متمایز هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Results:With the aggravating of the disease, the patients' sublingual venae became wide and tortuous, and their color became blue and purple.
[ترجمه گوگل]یافته‌ها: با تشدید بیماری، سیاهرگ‌های زیرزبانی بیماران پهن و پرپیچ‌وخم و رنگ آن‌ها آبی و بنفش شد
[ترجمه ترگمان]نتایج: با تشدید این بیماری، بیماران زیر زبان زیر زبان venae wide و tortuous شدند و رنگ آن ها بنفش و ارغوانی شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Sublingual gland sialolithiasis is rare and may be misdiagnosed as submandibular gland sialolithiasis, which is more common.
[ترجمه گوگل]سیالولیتیازیس غدد زیر زبانی نادر است و ممکن است به اشتباه به عنوان سیالولیتیازیس غدد زیر فکی تشخیص داده شود که شایع تر است
[ترجمه ترگمان]غده Sublingual Sublingual نادر است و ممکن است به عنوان غده submandibular submandibular تشخیص داده شود که رایج تر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Objective To evaluate the efficacy and safety of sublingual immunotherapy (SLIT) with standardized Dermatophagoides farinae (Df) drops for allergic rhinitis (AR) sensitive to house dust mites (HDM).
[ترجمه گوگل]هدف: ارزیابی اثربخشی و ایمنی ایمونوتراپی زیرزبانی (SLIT) با قطره های استاندارد Dermatophagoides farinae (Df) برای رینیت آلرژیک (AR) حساس به کنه های گرد و غبار خانگی (HDM)
[ترجمه ترگمان]هدف ارزیابی اثربخشی و ایمنی of immunotherapy (slit)با استاندارد standardized farinae (df)برای حساسیت allergic (AR)به mites گرد و غبار خانه (HDM)افت می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Sublingual gland sialolithiasis is rare and may be misdiagnosed as gland sialolithiasis, which is more common.
[ترجمه گوگل]سیالولیتیازیس غدد زیرزبانی نادر است و ممکن است به اشتباه به عنوان سیالولیتیازیس غدد تشخیص داده شود که شایع تر است
[ترجمه ترگمان]غده Sublingual Sublingual نادر است و ممکن است به عنوان غده gland تشخیص داده شود که رایج تر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Objective : To explore the characteristics of the sublingual venae in patients with primary liver cancer ( PLC ) .
[ترجمه گوگل]هدف: بررسی ویژگی های ورید زیرزبانی در بیماران مبتلا به سرطان اولیه کبد ( PLC )
[ترجمه ترگمان]هدف: بررسی ویژگی های زیر زبان sublingual در بیماران مبتلا به سرطان کبد اولیه (PLC)
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Objectives:To evaluate the safety of buprenorphine sublingual tablet in treatment of pains.
[ترجمه گوگل]هدف: بررسی ایمنی قرص زیرزبانی بوپرنورفین در درمان دردها
[ترجمه ترگمان]اهداف: ارزیابی ایمنی قرص زیر زبان زیر زبان در درمان درده ای
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

زیر زبانی (صفت)
sublingual

واقع در زیر زبان (صفت)
sublingual

به انگلیسی

• situated beneath the tongue or on the underside of the tongue

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما