🔸 معادل فارسی:
• لرزان / متوقف شونده / با مانع روبرو
• ( در کاربرد نظامی ) پیشرفتی که با مشکلات و توقف های مکرر همراه است
• کند و ناپیوسته ( در مقایسه با یک حرکت روان و سریع )
🔸 مثال ها ) :
... [مشاهده متن کامل]
The military campaign turned into a stuttering advance, losing momentum after the first week.
کارزار نظامی به یک پیشروی لرزان تبدیل شد که پس از هفته ی اول، شتاب خود را از دست داد.
The economy is showing signs of a stuttering recovery.
اقتصاد نشانه هایی از یک بهبودی کند و ناپیوسته را نشان می دهد.
His stuttering career never reached its full potential.
حرفه ی لرزان او هرگز به پتانسیل کامل خود نرسید.
The project faced a stuttering start due to lack of funding.
پروژه به دلیل کمبود بودجه، شروع کند و متوقف شونده ای داشت.
در روانشناسی: لکنت زبان
لکنت موقت هنگام سخنوری
video stuttering: لگ زدن و کندی سرعت فیلم هنگام پخش
راجعه _ متناوب
عدم مهارت در سخنوری
لکنت زبون
stuttering ( روانشناسی )
واژه مصوب: لکنت
تعریف: اختلال در روانی گفتار و الگوی زمانی طبیعی آن که سخن گفتن را دشوار می سازد
لکنت زبان
با لُکنت زبان صحبت کردن یعنی
تِ تِ پِ تِ کردن در هنگام صحبت