struck a nerve

پیشنهاد کاربران

struck a nerve یعنی به نقطهٔ حساس کسی زدن و باعث واکنش احساسی شدن.
چند جملهٔ انگلیسی با ترجمه:
His comment about her job struck a nerve, and she became defensive.
حرف او دربارهٔ شغلش به نقطهٔ حساسش زد و او حالت تدافعی گرفت.
...
[مشاهده متن کامل]

I didn’t mean to upset him, but my question clearly struck a nerve.
قصد ناراحت کردنش را نداشتم، اما سوالم آشکارا به رگ حساسش خورد.
The movie struck a nerve with many people who had similar experiences.
این فیلم برای بسیاری از کسانی که تجربه های مشابهی داشتند، احساسات عمیقی را برانگیخت.
When she mentioned his past failures, it struck a nerve.
وقتی به شکست های گذشته اش اشاره کرد، زخم کهنه اش را باز کرد.
Chatgpt