🔸 معادل فارسی:
• زورگویی، قلدری
• رفتار خشونت آمیز
• کار با زور بازو
🔸 مثال ها:
( جنایی ) The loan shark sent his men to do the strong - arm stuff.
آن وام دهنده رباخوار مردانش را برای زورگویی فرستاد.
... [مشاهده متن کامل]
( پلیسی ) The police were accused of strong - arm stuff during the protest.
پلیس متهم به استفاده از روش های خشونت آمیز در طول اعتراضات شد.
( سیاسی ) The government used strong - arm stuff to silence the opposition.
دولت برای ساکت کردن مخالفان از زورگویی استفاده کرد.
( طنز ) I don't like strong - arm stuff – let's just talk this out.
من زورگویی رو دوست ندارم – بیا همین طور با هم حرف بزنیم.
• زورگویی، قلدری
• رفتار خشونت آمیز
• کار با زور بازو
🔸 مثال ها:
( جنایی ) The loan shark sent his men to do the strong - arm stuff.
آن وام دهنده رباخوار مردانش را برای زورگویی فرستاد.
... [مشاهده متن کامل]
( پلیسی ) The police were accused of strong - arm stuff during the protest.
پلیس متهم به استفاده از روش های خشونت آمیز در طول اعتراضات شد.
( سیاسی ) The government used strong - arm stuff to silence the opposition.
دولت برای ساکت کردن مخالفان از زورگویی استفاده کرد.
( طنز ) I don't like strong - arm stuff – let's just talk this out.
من زورگویی رو دوست ندارم – بیا همین طور با هم حرف بزنیم.