strip down

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• ( فیزیکی ) لباس ها را درآوردن / لخت کردن ( با بارِ غیرجنسی )
• ( مجازی ) ساده سازی کردن / کاهش دادن به عناصرِ اصلی
• ( در مکانیک ) باز کردنِ قطعاتِ یک دستگاه برایِ تعمیر یا بازرسی
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
• ( فیزیکی ) "He stripped down and jumped into the cool water of the lake. "
( او لباس هایش را درآورد و داخل آبِ خنکِ دریاچه پرید. )
• ( مجازی - ساده سازی ) "The design was stripped down to its most essential elements. "
( طراحی به ضروری ترینِ عناصرِ خود کاهش داده شد. )
• ( مکانیک ) "The mechanic stripped down the engine to find the problem. "
( مکانیک موتور را قطعه قطعه کرد تا مشکل را پیدا کند. )
• ( مجازی - خلاصه سازی ) "The professor stripped down the complex theory into a simple analogy. "
( استاد، نظریه یِ پیچیده را به یک تمثیلِ ساده تقلیل داد. )
🔸 نکته:
• این فعل عبارتی یک فعلِ جداشدنی ( separable ) است، یعنی مفعول می تواند بینِ "strip" و "down" بیاید:
"strip the engine down" یا "strip down the engine" ( هر دو صحیح است ) .
• تفاوت آن با "take off" در این است که "take off" به درآوردنِ یک لباسِ خاص اشاره دارد، در حالی که "strip down" به درآوردنِ همه یِ لباس ها ( یا بیشترِ آنها ) اشاره می کند.

از تن درآوردن ( لباس ) / لباس خود را درآوردن
📌 تفاوت و نکات مهم:
• فعل مرکب strip down معمولاً به معنای درآوردن تمام یا بیشتر لباس ها است. این عبارت بسته به بافت جمله می تواند به برهنه شدن برای تعویض لباس، معاینه پزشکی، شنا یا دلایل دیگر اشاره داشته باشد و لزوماً بار جنسی ندارد.
...
[مشاهده متن کامل]

• با strip ( لباس درآوردن ) تفاوت دارد. strip به تنهایی نیز به معنای درآوردن لباس است، اما strip down بیشتر بر درآوردن تقریباً تمام لباس ها یا رسیدن به حداقل پوشش تأکید دارد.
• با take off ( درآوردن ) متفاوت است. take off اصطلاحی خنثی و عمومی برای درآوردن یک یا چند تکه لباس است، اما strip down معمولاً به درآوردن بخش عمده یا تمام لباس ها اشاره می کند.
• این عبارت کاربردهای استعاری نیز دارد. برای مثال، strip down a machine به معنای �قطعه قطعه کردن یا باز کردن کامل یک دستگاه� و strip down a design به معنای �ساده سازی یک طراحی با حذف اجزای غیرضروری� است.
کاربردهای رایج:
strip down to your underwear = تا لباس زیر، لباس ها را درآوردن
strip down completely = کاملاً لباس ها را درآوردن
strip down before the examination = پیش از معاینه لباس ها را درآوردن

strip down
برهنه کردن
جدا کردنِ قسمت های کوچک از یک وسیله بزرگتر به طوری که قسمت های جدا شده به تنهایی قابل استفاده باشند.
بیرون کردن،
خالی کردن
تجزیه به قسمت های کوچک تر
لخت شدن، لخت کردن
intransitive to remove all or most of your clothes. strip down to: He stripped down to his underwear. Synonyms and related words
reduced to essentials.
"an interim, stripped - down funding bill"
در آوردن همه یا بیشتر لباس ها
Strip old cars down to utilize spare parts
به معنی اوراق کردن میشه