🔸 معادل فارسی:
• نرخ موفقیت، درصد موفقیت
• ( در ورزش، به ویژه کریکت ) نرخ ضربه زنی
• سرعت یا بازدهی انجام کار
• ( تجاری ) نرخ تبدیل، درصد فروش موفق
🔸 مثال ها:
� "Virat Kohli has an impressive strike rate in T20 cricket. "
... [مشاهده متن کامل]
ویرات کوهلی نرخ ضربه زنی بسیار خوبی در کریکت T20 دارد.
� "Our sales team improved their strike rate from 12% to 28% this quarter. "
تیم فروش ما نرخ موفقیت خود را از ۱۲٪ به ۲۸٪ در این فصل افزایش داد.
� "The new marketing campaign has a high strike rate with younger customers. "
کمپین بازاریابی جدید نرخ موفقیت بالایی بین مشتریان جوان دارد.
• نرخ موفقیت، درصد موفقیت
• ( در ورزش، به ویژه کریکت ) نرخ ضربه زنی
• سرعت یا بازدهی انجام کار
• ( تجاری ) نرخ تبدیل، درصد فروش موفق
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
ویرات کوهلی نرخ ضربه زنی بسیار خوبی در کریکت T20 دارد.
تیم فروش ما نرخ موفقیت خود را از ۱۲٪ به ۲۸٪ در این فصل افزایش داد.
کمپین بازاریابی جدید نرخ موفقیت بالایی بین مشتریان جوان دارد.