strike a nerve یعنی به نقطهٔ حساس کسی زدن و باعث واکنش احساسی شدن.
چند جملهٔ انگلیسی با ترجمه:
His joke about her accent struck a nerve.
شوخی او دربارهٔ لهجه اش به رگ حساسش زد.
... [مشاهده متن کامل]
This issue strikes a nerve with many parents.
این موضوع برای بسیاری از والدین به نقطهٔ حساسی می خورد.
I think my comment struck a nerve, judging by his reaction.
با توجه به واکنشش فکر می کنم حرفم به نقطهٔ حساسش خورده باشد.
That question really struck a nerve and changed the mood in the room.
آن سؤال واقعاً زخم حساسی را لمس کرد و حال وهوای اتاق را عوض کرد.
Chatgpt
چند جملهٔ انگلیسی با ترجمه:
شوخی او دربارهٔ لهجه اش به رگ حساسش زد.
... [مشاهده متن کامل]
این موضوع برای بسیاری از والدین به نقطهٔ حساسی می خورد.
با توجه به واکنشش فکر می کنم حرفم به نقطهٔ حساسش خورده باشد.
آن سؤال واقعاً زخم حساسی را لمس کرد و حال وهوای اتاق را عوض کرد.
به نقطه حساس زدن
دست روی نقطه حساس گذاشتن
دست روی نقطه حساس گذاشتن
خورد شدن اعصاب