stretch beyond limits

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• فراتر از حد توان کسی را به کار گرفتن / فشار آوردن بیش از حد
• از ظرفیتِ موجود عبور کردن
• کشش دادن بیش از اندازه ( به منابع، نیروها، یا توانایی ها )
🔸 معنی دقیق:
پ به معنایِ استفاده یِ افراطی از منابع، نیروها، یا توانایی ها به گونه ای که فراتر از ظرفیتِ تحملِ آن ها باشد، است. این عبارت معمولاً در متونِ نظامی، اقتصادی، و مدیریتی برایِ اشاره به موقعیت هایی به کار می رود که در آن، منابع یا نیروها به شدت تحتِ فشار قرار گرفته اند و عملکردِ آن ها با خطرِ کاهشِ کارایی، فرسایش، یا شکست مواجه است. این اصطلاح بر فراتر رفتن از مرزهایِ طبیعیِ توانایی تأکید دارد.
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال:
The US Navy is too small to maintain a wartime footing for this long without serious ramifications for men and materiel, as the fleet has been stretched beyond limits.
ناوگانِ آمریکا برایِ حفظِ وضعیتِ جنگی در این مدتِ طولانی بسیار کوچک است و این امر پیامدهایِ جدی برایِ نیرویِ انسانی و تجهیزات خواهد داشت، زیرا ناوگان فراتر از حد توان خود به کار گرفته شده است.
The supply chains have been stretched beyond limits due to the prolonged conflict, causing severe shortages.
زنجیره هایِ تأمین به دلیلِ درگیریِ طولانی مدت فراتر از حد توان خود فشار آورده اند و کمبودهایِ شدیدی ایجاد کرده اند.
The country's military resources are stretched beyond limits, leaving no room for a second front.
منابعِ نظامیِ کشور فراتر از حد توان خود به کار گرفته شده اند و جایی برایِ جبهه یِ دوم باقی نگذاشته اند.