stressor

/ˈstrɛsər//ˈstrɛsər/
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. Stressors can also be negative events, like dealing with an irate boss, getting stuck in traffic, or undergoing surgery.
[ترجمه گوگل]عوامل استرس زا همچنین می توانند رویدادهای منفی باشند، مانند برخورد با یک رئیس عصبانی، گیر افتادن در ترافیک، یا تحت عمل جراحی
[ترجمه ترگمان]Stressors همچنین می توانند رویداده ای منفی باشند، مانند برخورد با یک رئیس خشمگین، گیر افتادن در ترافیک و یا تحت عمل جراحی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Some of these testimonies have to do with stressors that employers are inflicting on people.
[ترجمه گوگل]برخی از این شواهد مربوط به عوامل استرس زا است که کارفرمایان به مردم تحمیل می کنند
[ترجمه ترگمان]برخی از این testimonies باید با عوامل استرس زا که کارفرمایان به مردم تحمیل می کنند انجام دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Stressors of all kinds can elevate blood pressure and induce sudden constriction of the coronary arteries.
[ترجمه گوگل]انواع عوامل استرس زا می توانند فشار خون را بالا ببرند و باعث انقباض ناگهانی عروق کرونر شوند
[ترجمه ترگمان]بسیاری از انواع مختلف می توانند فشار خون را بالا بیاورند و فشار ناگهانی عروق کرونر را تشدید کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Psychological stressors are known to be important contributory factors in relation to accidents.
[ترجمه گوگل]عوامل استرس زای روانی به عنوان عوامل مؤثر در حوادث شناخته شده اند
[ترجمه ترگمان]عوامل استرس زا روان شناختی به عوامل موثر و موثر در رابطه با حوادث مشهور هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Indeed, stressors do cause physiological reactions.
[ترجمه گوگل]در واقع، عوامل استرس زا باعث واکنش های فیزیولوژیکی می شوند
[ترجمه ترگمان]در حقیقت، عوامل استرس زا موجب واکنش های فیزیولوژیکی می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. You can manage the stressors, and you can find the opportunities in the problems.
[ترجمه گوگل]شما می توانید عوامل استرس زا را مدیریت کنید و می توانید فرصت ها را در مشکلات پیدا کنید
[ترجمه ترگمان]شما می توانید عوامل استرس زا را مدیریت کنید، و می توانید فرصت ها را در مشکلات پیدا کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The stressors could include the same sorts of triggers suspected in the immune disease theory, ranging from viruses to personal catastrophes.
[ترجمه گوگل]عوامل استرس زا می توانند شامل همان نوع محرک هایی باشند که در نظریه بیماری های ایمنی مشکوک هستند، از ویروس ها گرفته تا فجایع شخصی
[ترجمه ترگمان]عوامل استرس زا می توانند شامل انواع triggers که در تئوری بیماری های سیستم ایمنی، از ویروس ها گرفته تا فجایع فردی وجود دارند، باشند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. When a bacterial population is placed under a stressor—such as an antibacterial chemical—a small subpopulation armed with special defense mechanisms can develop.
[ترجمه گوگل]هنگامی که یک جمعیت باکتریایی تحت یک عامل استرس زا (مانند یک ماده شیمیایی ضد باکتری) قرار می گیرد، یک زیرجمعیت کوچک مجهز به مکانیسم های دفاعی ویژه می تواند ایجاد شود
[ترجمه ترگمان]زمانی که یک جمعیت باکتری تحت یک عامل استرس زا قرار می گیرد - مثل یک ماده شیمیایی ضد میکروبی - یک گروه کوچک subpopulation مسلح با مکانیزم های دفاعی خاص می تواند توسعه یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. And whether you're dealing with a daily stressor, chronic stress, or a major life challenge like illness or divorce, stress can take a significant toll on you both physically and emotionally.
[ترجمه گوگل]و چه با یک عامل استرس‌زای روزانه، استرس مزمن، یا یک چالش بزرگ زندگی مانند بیماری یا طلاق مواجه باشید، استرس می‌تواند از لحاظ جسمی و روحی تأثیر قابل‌توجهی بر شما بگذارد
[ترجمه ترگمان]و اینکه آیا شما با استرس مزمن روزانه، استرس مزمن و یا یک چالش بزرگ زندگی مانند بیماری و یا طلاق سر و کار دارید، استرس می تواند به طور فیزیکی و هم از لحاظ عاطفی آسیب قابل توجهی به شما وارد کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Your body responds to stressors differently depending on whether the stressor is new — acute stress — or whether the stressor has been around for a longer time — chronic stress.
[ترجمه گوگل]بسته به اینکه عامل استرس زا جدید باشد - استرس حاد - یا اینکه استرس مزمن مدت طولانی تری وجود داشته باشد، بدن شما به عوامل استرس زا واکنش متفاوتی نشان می دهد
[ترجمه ترگمان]بدن شما بسته به این که آیا این استرس ناشی از استرس حاد است یا استرس حاد وجود دارد، به عوامل استرس زا واکنش نشان می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. In addition, your response to the stressor also depends on your physiological state.
[ترجمه گوگل]علاوه بر این، پاسخ شما به عامل استرس زا به وضعیت فیزیولوژیکی شما نیز بستگی دارد
[ترجمه ترگمان]به علاوه واکنش شما نسبت به استرس زا نیز به حالت فیزیولوژیکی شما بستگی دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The other major stressor leading to suicide or mental breakdown in solitary confinement is the near total lack of contact with loved ones and caring others.
[ترجمه گوگل]یکی دیگر از عوامل استرس زا که منجر به خودکشی یا فروپاشی روانی در سلول انفرادی می شود، فقدان تقریباً کامل تماس با عزیزان و مراقبت از دیگران است
[ترجمه ترگمان]دیگر استرس زای دیگر که منجر به از بین رفتن خودکشی یا اختلال ذهنی در سلول انفرادی می شود، عدم ارتباط نزدیکی با عزیزان و مراقبت از دیگران است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. When they experienced the same stressor together with one or two other monkeys, the stress reaction went significantly down.
[ترجمه گوگل]هنگامی که آنها همان عامل استرس زا را همراه با یک یا دو میمون دیگر تجربه کردند، واکنش استرس به طور قابل توجهی کاهش یافت
[ترجمه ترگمان]هنگامی که آن ها یک عامل استرس زا را با یک یا دو میمون دیگر تجربه کردند، واکنش استرسی به طور قابل توجهی کاهش یافت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. For a rat, there's no bigger stressor than an encounter with a lean and hungry cat.
[ترجمه گوگل]برای یک موش، هیچ عامل استرس زا بزرگتری از برخورد با یک گربه لاغر و گرسنه وجود ندارد
[ترجمه ترگمان]برای یک موش، چیزی بزرگ تر از مواجهه با یک گربه لاغر و گرسنه وجود ندارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. After the stressor disappears, the body returns to its normal state (homeostasis).
[ترجمه گوگل]پس از ناپدید شدن عامل استرس زا، بدن به حالت عادی خود (هموستاز) باز می گردد
[ترجمه ترگمان]بعد از ناپدید شدن استرس زا، بدن به حالت عادی خود باز می گردد (homeostasis)
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• something that causes stress, something that causes tension

پیشنهاد کاربران

استرس زا
فشار اورنده
Some thing that leads to stress
عامل استرس
استرس آور
تنش زا
محرک تنش زا

عامل استرس زا
عامل موجد استرس
عامل تنش زا
عوامل تنش زا
عامل ایجاد کننده استرس
stressor ( روان‏شناسی )
واژه مصوب: محرک فشارزا
تعریف: هر واقعه یا عامل یا وضعیت درونی یا بیرونی که به فشار هیجانی یا جسمی منجر شود
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما