stowed

جمله های نمونه

1. they stowed away in a cargo ship
آنها قاچاقی سوار یک کشتی بارکش شدند.

2. we stowed the books in the back room
کتاب ها را در اتاق پشت چیدیم.

3. two ships stowed to the hatches with scientific gear
دو کشتی که کاملا مملو بودند از ابزار علمی

4. the food was delicious and the hungry kids stowed away as much as they could
خوراک دلپذیر بود و بچه های گرسنه تا می توانستند خوردند.

پیشنهاد کاربران

با سلام
در مفاهیم بازرگانی
Stowedبه معنی چیده شده یا همان چیدن کالا
UN Stowed به معنی درهم یا به ترتیب چیده نشدن هست
با تشکر از شمال
سر جایش بودن
گذاشتن، قرار دادن