store up

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• ذخیره کردن / انباشتن ( برای آینده )
• به تعویق انداختن ( یک مشکل به جای حل آن )
• زمینه چینی کردن برای یک بحران در آینده
🔸 مثال ها:
• "Ignoring climate change now will store up disasters for future generations. "
...
[مشاهده متن کامل]

نادیده گرفتن تغییرات اقلیمی امروز، یعنی بلایا را برای نسل های آینده ذخیره کردن.
( یا: اگر امروز به فکر تغییرات اقلیمی نباشیم، فردا باید منتظر فاجعه های بزرگ تری باشیم. )
• "Political instability stores up conflicts that may erupt later. "
بی ثباتی سیاسی، زمینه ی درگیری هایی را فراهم می کند که ممکن است بعداً شعله ور شوند.
( یا: هر چه اوضاع سیاسی ناپایدارتر باشد، احتمال بروز درگیری های بعدی بیشتر است. )
• "By not addressing the root cause, they are storing up problems for the future. "
با نپرداختن به ریشه ی مشکل، دارند برای آینده دردسر درست می کنند.
( یا: اگر به ریشه ی مشکل رسیدگی نشود، آینده با مشکلات بزرگ تری مواجه خواهد شد. )

نگه داشتن چیزی تا هنگام استفاده ی مجدد
Do something that will make a problem worse in the future
ذخیره کردن کنار گذاشتن
به خاطر سپردن، حفظ کردن