🔸 معادل فارسی:
پیوسته با وقفه؛ منقطع و ناپیوسته؛ همراه با شروع و توقف های مکرر؛ گاه پیش رونده و گاه متوقف شونده.
این صفت با خط تیره نوشته می شود و پیش از اسم می آید.
🔸 مثال ها:
• The negotiations had a stop - start nature for months.
... [مشاهده متن کامل]
مذاکرات ماه ها ماهیت پر وقفه و ناپیوسته ای داشت.
• The project suffered from stop - start funding.
این پروژه از بودجه ی قطع و وصل شونده رنج می برد.
• The economy has experienced stop - start growth.
اقتصاد رشد پرنوسان و ناپیوسته ای را تجربه کرده است.
پیوسته با وقفه؛ منقطع و ناپیوسته؛ همراه با شروع و توقف های مکرر؛ گاه پیش رونده و گاه متوقف شونده.
این صفت با خط تیره نوشته می شود و پیش از اسم می آید.
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
مذاکرات ماه ها ماهیت پر وقفه و ناپیوسته ای داشت.
این پروژه از بودجه ی قطع و وصل شونده رنج می برد.
اقتصاد رشد پرنوسان و ناپیوسته ای را تجربه کرده است.