stop down


(دوربین عکاسی) دیافراگم را بستن

جمله های نمونه

1. You should stop down if you want to take a good photo.
[ترجمه ترگمان]اگه میخوای یه عکس خوب بگیری باید تمومش کنی
[ترجمه گوگل]اگر می خواهید یک عکس خوب بگیرید، باید متوقف شوید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He has stopped down,and now he seems better.
[ترجمه ترگمان]اون پایین اومده و حالا به نظر بهتر میاد
[ترجمه گوگل]او متوقف شده است، و در حال حاضر او به نظر می رسد بهتر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. If you've ended up with 2 secs. stop down and repeat until you get something more useful.
[ترجمه ترگمان]اگر با ۲ ثانیه سر و کار داشته باشید صبر کنید و تکرار کنید تا چیزی مفیدتر از این پیدا کنید
[ترجمه گوگل]اگر شما با 2 ثانیه به پایان رسید متوقف کردن و تکرار تا زمانی که شما چیزی مفید تر دریافت کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He moves his stop down to 30.
[ترجمه ترگمان] اون تا ۳۰ دقیقه دیگه کارش رو تموم میکنه
[ترجمه گوگل]او توقف خود را تا 30 ساله می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Shall we stop down the lens?
[ترجمه ترگمان]می خواهید لنز را متوقف کنیم؟
[ترجمه گوگل]ما باید لنز را متوقف کنیم؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Stop down or you'll bang your head on the door frame.
[ترجمه ترگمان]دست نگه دار وگرنه سرت به چارچوب در می رسد
[ترجمه گوگل]توقف کردن یا سر خود را بر روی قاب درب بگشایید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. There is a bus - stop down the road.
[ترجمه ترگمان]یه ایستگاه اتوبوس پایین جاده هست
[ترجمه گوگل]یک اتوبوس وجود دارد - توقف در جاده
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The sun's just come out; you'll have to stop down a bit.
[ترجمه ترگمان]خورشید تازه بیرون امده؛ باید کمی استراحت کنی
[ترجمه گوگل]خورشید فقط بیرون می آید شما باید کمی بمانید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The sun's just coming out; you'll have to stop down a bit.
[ترجمه ترگمان]خورشید داره میاد بیرون، باید یه کم استراحت کنی
[ترجمه گوگل]خورشید فقط بیرون می آید شما باید کمی بمانید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Cannot stop down I have walked, I forever on road.
[ترجمه ترگمان]نمی توانم به راه رفتن ادامه دهم، تا ابد در جاده هستم
[ترجمه گوگل]نمی توانم توقف کنم راه می روم، من همیشه در جاده ها هستم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. I can dive under the water without any facilities but I can't stop down there too much time.
[ترجمه ترگمان]من می توانم بدون هیچ تسهیلات زیر آب شیرجه بروم، اما نمی توانم زمان زیادی را آنجا متوقف کنم
[ترجمه گوگل]من می توانم بدون هیچ گونه امکانات زیر آب بچرخم، اما نمی توانم زمان زیادی را متوقف کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Can let him who in the wind and rain fights stop down rest a while?
[ترجمه ترگمان]به او بگویم که در باد و باران چه کسی می تواند مدتی استراحت کند؟
[ترجمه گوگل]آیا می توانید به او که در باد و باران مبارزه با توقف در حالی که بقیه در حالی که اجازه دهید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Out of curiousity I tried the left side of the EII with the stop down.
[ترجمه ترگمان]کنجکاو و کنجکاو به سمت چپ جاده رفتم و ایستادم
[ترجمه گوگل]از کنجکاوی، من از سمت چپ EII با توقف متوقف شدم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

پیشنهاد کاربران

بین ایستادن و خم شدن مکثی کردن ( تمارض کردن )
تظاهر به خم شدن به قصد فریب
ادای یه کاری را درآوردن و کار دیگری کردن
مثال:If the batter were really smart
he'd stoop down and fool the pitcher
اگه"بتر"واقعا باهوش بود به قصد خم شدن"پیچر"رو فریب میداد. "بتر"و"پیچر"اصطلاحات بازی بیسبال است ( به ترتیب یعنی چوب زن و ضربه گیر )
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما