🔸 معادل فارسی:
با پا کوبیدن روی : لگدکوب کردن : با پا له کردن : زیر پا گذاشتن : با خشونت سرکوب کردن : پایمال کردن
🔸 مثال ها:
• The regime stomped on any sign of protest.
آن رژیم هر نشانه ای از اعتراض را با خشونت سرکوب کرد.
... [مشاهده متن کامل]
• The company stomped on workers' rights without hesitation.
آن شرکت بدون تردید حقوق کارگران را پایمال کرد.
• He stomped on the idea before anyone could discuss it.
او ایده را قبل از اینکه کسی بتواند بحث کند، سرکوب کرد.
با پا کوبیدن روی : لگدکوب کردن : با پا له کردن : زیر پا گذاشتن : با خشونت سرکوب کردن : پایمال کردن
🔸 مثال ها:
آن رژیم هر نشانه ای از اعتراض را با خشونت سرکوب کرد.
... [مشاهده متن کامل]
آن شرکت بدون تردید حقوق کارگران را پایمال کرد.
او ایده را قبل از اینکه کسی بتواند بحث کند، سرکوب کرد.