stock up on

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• انبار کردن / ذخیره کردن ( مایحتاج )
• به مقدار زیاد خرید کردن ( برای آینده )
• تأمین موجودی ( برای جلوگیری از کمبود )
🔸 مثال ها:
We need to stock up on food and water before the storm.
...
[مشاهده متن کامل]

قبل از طوفان باید غذا و آب ذخیره کنیم.
I always stock up on toothpaste when it's on sale.
هر وقت خمیردندان تخفیف می خورد، مقدار زیادی از آن می خرم.
The supermarket is stocking up on winter clothes.
سوپرمارکت در حال انبار کردن لباس های زمستانی است.
Don't forget to stock up on batteries for the trip.
فراموش نکن که برای سفر باتری ذخیره کنی.