stink up


گنداندن، متعفن کردن، موجب بدبویی شدن

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• بوی بد دادن به ( یک مکان )
• ( در کاربرد مجازی ) بدنام کردن / رسوا ساختن
• با بوی بد، فضا را غیرقابل تحمل کردن
🔸 مثال ها:
فیزیکی:
His gym socks stank up the entire locker room.
...
[مشاهده متن کامل]

جوراب های ورزشی او بوی بدی به تمام رختکن داد.
The burnt food stank up the kitchen.
غذای سوخته، بوی بدی به آشپزخانه داد.
مجازی ( رسوایی ) :
The scandal stank up the company’s reputation.
این رسوایی، اعتبار شرکت را لکه دار کرد ( بدنام کرد ) .
The leak stank up the whole political campaign.
این افشاگری، کل کارزار سیاسی را رسوا کرد.

You're stinking up the whole bus
تو کل اتوبوس رو به گو زدی
به بوی بد کشیدن
معمولا به این صورت بیان میشه
its beginning to stink up = داره بو میگیره
بطور عامیانه، بو برداشته مثلا خانه رو