stink on ice

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• بسیار بد / افتضاح ( به شکلی غیرقابل تحمل )
• فوق العاده ناپسند یا بی کیفیت
• بی ارزش یا به شدت ناموفق بودن؛ چیزی که واقعا افتضاح از آب درآمده باشد.
🔸 مثال ها:
The whole situation just stinks on ice.
...
[مشاهده متن کامل]

کل این موقعیت به شدت افتضاح است.
I knew the plan stank on ice the moment the boss began describing it.
همان لحظه ای که رئیس شروع به توضیح طرح کرد، فهمیدم که کاملاً بی کیفیت و ناپسند است.
The service we received at that restaurant was stink on ice; we're never going back.
سرویسی که در آن رستوران دریافت کردیم به شدت بد و ناامیدکننده بود؛ دیگر هرگز به آنجا برنمی گردیم.

فاسد و مشکوک بودن