🔸 معادل فارسی ( در بافت مجازی و غیررسمی ) :
• بوی ( چیزی ) را دادن ( به معنای تحت اللفظی )
• ( در کاربرد مجازی ) نشان دهنده ی چیزی بودن / به شدت تداعی کننده ی چیزی بودن ( معمولاً منفی )
• ( در کاربرد انتقادی ) بوی ( فساد، دروغ، یا سوءنیت ) دادن
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
تحت اللفظی:
The room stank of cigarette smoke.
اتاق بوی دود سیگار می داد.
مجازی ( انتقادی ) :
The deal stinks of corruption.
این معامله بوی فساد می دهد.
His excuse stinks of dishonesty.
بهانه ی او بوی بی صداقتی می دهد.
The whole affair stinks of a cover - up.
کل ماجرا بوی پنهان کاری می دهد.
The policy stinks of favouritism.
این سیاست بوی جانبداری می دهد.
• بوی ( چیزی ) را دادن ( به معنای تحت اللفظی )
• ( در کاربرد مجازی ) نشان دهنده ی چیزی بودن / به شدت تداعی کننده ی چیزی بودن ( معمولاً منفی )
• ( در کاربرد انتقادی ) بوی ( فساد، دروغ، یا سوءنیت ) دادن
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
تحت اللفظی:
اتاق بوی دود سیگار می داد.
مجازی ( انتقادی ) :
این معامله بوی فساد می دهد.
بهانه ی او بوی بی صداقتی می دهد.
کل ماجرا بوی پنهان کاری می دهد.
این سیاست بوی جانبداری می دهد.