stick to one's ribs


(خوراک) به دل چسبیدن، مزه کردن

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• به آدم بچسبد و سیر نگه دارد
• غذای سیرکننده و پرانرژی
• در دل آدم بنشیند و دوام بیاورد
• خورش خوب و مقوی که تا مدت ها آدم را سیر نگه می دارد
🔸 مثال ها:
• A hearty stew really sticks to your ribs on a cold night.
...
[مشاهده متن کامل]

یک خورش مقوی در شب سرد واقعاً آدم را سیر و گرم نگه می دارد.
• This oatmeal sticks to your ribs better than cereal.
این جو دوسر بهتر از غلات صبحانه آدم را سیر نگه می دارد.
• He wanted a meal that would stick to his ribs before the long hike.
او می خواست قبل از آن پیاده روی طولانی، غذایی بخورد که سیر و پرانرژی نگهش دارد.

If you say that food that you’ve eaten stick to your ribs you mean that you’ve eaten a lot
تا خرخره غذا خوردن